پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

قطعات

شمارهٔ ۳

نظم راوان چو آب روان سینه را به است

شعر روان زجان و روان گداخته است

نادان چه داند آنکه سخندان به گاه نظم

جان را گداخته است و از آن شعر ساخته است

در گوش عاشقان سخن و قول شاعران

خوشتر ز بانگ بلبل و آواز فاخته است

مدخل که حق نظم نداند شناختن

مقدار شعر و قدر ثنا کی شناخته است

من دانم از طریق هجا کینه آختن

رایض دراین طریق بسی کینه آخته است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵بگردان روی دل از فکرت بد
  2. شمارهٔ ۶زهی یافته دین و دولت زتو
  3. شمارهٔ ۷روز می خوردن به دوزخ رفتی ای اخطی ز بزم
  4. شمارهٔ ۸به معالجت تن من زتو جز الم ندارد
  5. شمارهٔ ۹نیست ممکن که به وصل تو رسد کس به شتاب
  6. شمارهٔ ۱۰ز روزگار حذر کن ز کردگار بترس
  7. شمارهٔ ۱۱گیرد قدر عنانش و بوسد قضا رکاب
  8. شمارهٔ ۱۲شعر است و بس که خواندن او نام مرد را
همه‌ی قطعات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.