پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر

ادیب صابر

قصاید

۱۰۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ نوبهار بدیع بی همتا
  2. شمارهٔ ۲ همی تا بقا ممکن است آسمان را
  3. شمارهٔ ۳ سه تحفه داد فراق دو زلف دوست مرا
  4. شمارهٔ ۴ لب تو طعنه زند گوهر بدخشان را
  5. شمارهٔ ۵ رخ تو شحنه خوبی شده ست و زلف نقیب
  6. شمارهٔ ۶ نماز شام چو کرد آن لطیف کودک خوب
  7. شمارهٔ ۷ لبت به رنگ شراب است و میل من به شراب
  8. شمارهٔ ۸ چو بر جان من شد هوای تو غالب
  9. شمارهٔ ۹ مال و جمال و بی غمی و صحت و شباب
  10. شمارهٔ ۱۰ سرو سیمینی و بار سرو سیمین آفتاب
  11. شمارهٔ ۱۱ چند بارم بر فراق دلبران از دیده آب
  12. شمارهٔ ۱۲ شب آدینه و من مست و خراب
  13. شمارهٔ ۱۳ ای خجل با روی و زلفت روز و شب
  14. شمارهٔ ۱۴ آسمانی است فروزنده به رایی صایب
  15. شمارهٔ ۱۵ جور از این برکشیده ایوانست
  16. شمارهٔ ۱۶ دولت سلطان ما فرمان یزدان آمده ست
  17. شمارهٔ ۱۷ تویی که مهر تو در مهرگان بهار من است
  18. شمارهٔ ۱۸ خوشا وقتا که وقت نوبهار است
  19. شمارهٔ ۱۹ شمشاد قد و لاله رخ و یاسمین بر است
  20. شمارهٔ ۲۰ تا دلم در دست آن سیمین بر سنگین دل است
  21. شمارهٔ ۲۱ طرف چمن که خلعت فصل بهار یافت
  22. شمارهٔ ۲۲ روی تو به حسن حور عین است
  23. شمارهٔ ۲۳ هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
  24. شمارهٔ ۲۴ رخ تو روز منیر است و زلف تو شب داج
  25. شمارهٔ ۲۵ آزر و مانی که صورتهای دلبر کرده اند
  26. شمارهٔ ۲۶ خوبی به روی خوب تو اقرار می‌کند
  27. شمارهٔ ۲۷ گر ز جفا دوست پشیمان شود
  28. شمارهٔ ۲۸ این پری رویان که با زلف پریشان آمدند
  29. شمارهٔ ۲۹ سبزه ها چون نقش دیبا دلبر و زیبا شدند
  30. شمارهٔ ۳۰ چه لعبتی است که او سر بریده خوب آید
  31. شمارهٔ ۳۱ زلف تو از مشک و مشک پر گره و بند
  32. شمارهٔ ۳۲ اگر چه عشق بتان سر به سر بلا باشد
  33. شمارهٔ ۳۳ چنین یاری که من دارم به حُسنش یار کی باشد
  34. شمارهٔ ۳۴ آمد آن فصل که در وی همه جز مل نخورند
  35. شمارهٔ ۳۵ آنکه رویت را به حسن روی شیرین آفرید
  36. شمارهٔ ۳۶ صورتگران چه حیله و تدبیر کرده اند
  37. شمارهٔ ۳۷ سرو سیمینی و سیمین سرو را یاقوت بار
  38. شمارهٔ ۳۸ بر روی آفتاب تو آن زلف تابدار
  39. شمارهٔ ۳۹ اگر ندیده ای از مشک پیش لاله سپر
  40. شمارهٔ ۴۰ بت سرو قدی و سرو سمن بر
  41. شمارهٔ ۴۱ چه حلقه هاست بدان زلف تابدار اندر
  42. شمارهٔ ۴۲ زنایبان رخ و چشم و زلفت ای دلبر
  43. شمارهٔ ۴۳ ای رخ و زلفین تو در فتنه دام روزگار
  44. شمارهٔ ۴۴ خمار داد سرم را به چشم نیم خمار
  45. شمارهٔ ۴۵ زهی در غمزه چون هاروت ساحر
  46. شمارهٔ ۴۶ چو کهربا شد برگ و چو لعل گشت عصیر
  47. شمارهٔ ۴۷ امارت گرفت افتخاری دگر
  48. شمارهٔ ۴۸ روزه رفت و رسید عید فراز
  49. شمارهٔ ۴۹ بسته است رنگ روی مرا بر میان خویش
  50. شمارهٔ ۵۰ دیدم کنار خویش تهی از نگار خویش
  51. شمارهٔ ۵۱ چو دیده دید بر آن روی آبدار آتش
  52. شمارهٔ ۵۲ ستم کردست بر جانم سر زلف ستمکارش
  53. شمارهٔ ۵۳ رویت از روم نشان دارد و زلفت زحبش
  54. شمارهٔ ۵۴ شکر بارد همی از ناردانش
  55. شمارهٔ ۵۵ در شد چمن باغ به دیبای ملمع
  56. شمارهٔ ۵۶ ای اوج چرخ قصر معالیت را شرف
  57. شمارهٔ ۵۷ دلم را دیده عاشق کرد عاشق
  58. شمارهٔ ۵۸ در این برف و سرما چه چیز است لایق
  59. شمارهٔ ۵۹ گر نبودی ماه را بر آسمان هر مه محاق
  60. شمارهٔ ۶۰ گهی حریف خلافی گهی رفیق وفاق

متن اشعار به نقل از گنجور.