پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

قصاید

شمارهٔ ۱۰

سرو سیمینی و بار سرو سیمین آفتاب

جفت لاله ماه داری جفت نسرین آفتاب

آفتاب و ماه جفت لاله و نسرین که دید

یا کسی دیده ست بار سرو سیمین آفتاب

هیچ کس را نیست جز زلفین دلبند تو را

چون بخواهد خفت بستر ماه و بالین آفتاب

خوشتر از عمری به رخ شیرین تر از جانی به لب

اینت خوش دیدار ماه و اینت شیرین آفتاب

خسرو خوبان تویی، شیرین اگر بودی چو تو

خاک بوسیدی به منت پیش شیرین آفتاب

زین زین و زینت مجلس تویی در بزم و رزم

ماهی اندر مجلس شادی و در زین آفتاب

آفتاب از رخ پدید آری و پروین از دهان

کی بود جایی که پیدا گشت پروین آفتاب

چون بتابد ز آسمان نیکویی رخسار تو

اختران آسمان گویند مسکین آفتاب

تا به حسن از آل تکسین چون تویی موجود شد

آفرین گوید همی برآل تکسین آفتاب

گر به چین نقاش چین را لعبتی بودی چو تو

جاودان با روی پرچین بودی از چین آفتاب

بر سپهر از شرم آن رخساره با تشویر ماه

چون ز رای آفتاب آل یاسین آفتاب

سید السادات مجدالدین ابوالقاسم علی

کز علو چرخ است و از دل ماه و از دین آفتاب

حرمت او را که باشد همتش بر آسمان

آسمان را از کواکب ساخت آذین آفتاب

آسمان را حرمت او در علو تمکین کند

گر کند مر ماه را در نور تمکین آفتاب

از کسوف آفت نبیند وز غروب ایمن شود

گر ز رایش یابد اندر سیر تلقین آفتاب

ای خداوندی که تزیین داد ایام تو را

همچنان چون روز را داده ست تزیین آفتاب

گر مصور همت و رای تو را صورت کند

باشد از قدر و ضیا آن آسمان این آفتاب

روز گردد شب همی بر خاطر مداح تو

راست گویی هست در مدح تو تضمین آفتاب

چرخ رابع زان همی گویند مر صدر تو را

کاندر او بیند همی چشم جهان بین آفتاب

بر فلک مخدوم انجم آفتاب آمد از آنک

خدمت صدر تو دارد رسم و آیین آفتاب

گر بدانستی که آید چون تویی از نسل او

یار بودی با علی درصف صفین آفتاب

طالعت را بر فلک چون بر زمین ما بندگان

روز و شب انجم دعا گویند و آمین آفتاب

پایگاه همت عالیت را جوید همی

زان نیابد یک زمان از سیر تسکین آفتاب

تا نگردد بر سپهر گوژ پشت سال خورد

همچو پیر سالخورده روی پرچین آفتاب

حاسد تو روی پرچین باد و بخت تو جوان

رانده بر بدخواه تو خشم آسمان کین آفتاب

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۲شب آدینه و من مست و خراب
  2. شمارهٔ ۱۳ای خجل با روی و زلفت روز و شب
  3. شمارهٔ ۱۴آسمانی است فروزنده به رایی صایب
  4. شمارهٔ ۱۵جور از این برکشیده ایوانست
  5. شمارهٔ ۱۶دولت سلطان ما فرمان یزدان آمده ست
  6. شمارهٔ ۱۷تویی که مهر تو در مهرگان بهار من است
  7. شمارهٔ ۱۸خوشا وقتا که وقت نوبهار است
  8. شمارهٔ ۱۹شمشاد قد و لاله رخ و یاسمین بر است
همه‌ی قصاید ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.