پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

شمارهٔ ۲۱۶

نظر کردم به چشم رای و تدبیر

ندیدم بِه زِ خاموشی، خِصالی

نگویم لَب ببند و دیده بَردوز

ولیکن، هر مقامی را مَقالی

زمانی، درسِ عِلم و بحثِ تَنزیل

که باشد نَفْسِ انسان را کمالی

زمانی، شعر و شطرنج و حکایت

که خاطر را بُوَد دَفعِ مَلالی

خدای است آن‌که ذاتِ بی‌نظیرش

نگردد هرگز از حالی به حالی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۱۸نبایدت که پریشان شود قواعد ملک
  2. شمارهٔ ۲۱۹ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی
  3. شمارهٔ ۲۲۰خرم تن آنکه نام نیکش
  4. شمارهٔ ۲۲۱مقابلت نکند با حجر به پیشانی
  5. شمارهٔ ۲۲۲نظر به چشم ارادت مکن به صورت دنیا
  6. شمارهٔ ۲۲۳یاران کجاوه، غم ندارند
  7. شمارهٔ ۲۲۴چو بندگان کمر بسته شرط خدمت را
  8. شمارهٔ ۲۲۵ای که گر هر سر موییت زبانی دارد
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.