پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در ستایش

به خرمی و به خیر آمدی و آزادی

که از صروف زمان در امان حق بادی

به اتفاق همایون و طلعت میمون

دری ز شادی بر روی خلق بگشادی

به هر مقام که پای مبارکت برسد

زمانه را نرسد دست جور و بیدادی

بزرگ پیش خداوند بنده‌ای باشد

که بندگان خدایش کنند آزادی

بهشت گرچه پرآسایشست و ناز و نعیم

جز آن متاع نیابی که خود فرستادی

تو را سلامت دنیا و آخرت باشد

که بیخ خیر نشاندی و داد حق دادی

دعای زنده‌دلانت بلا بگرداند

غم رعیت و درویش بردهد شادی

خدای عزوجل از تو بنده خشنودست

وزان پدر که تو فرزند پرهنر زادی

ملوک روی زمین بر سواد منشورت

نهاده سر چو قلم بر بیاض بغدادی

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در پند و ستایشبزن که قوت بازوی سلطنت داری
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در ستایشگرین خیال محقق شود به بیداری
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در ستایش ابوبکر بن سعدوجودم به تنگ آمد از جور تنگی
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در ستایش امیر انکیانودنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - تنبیه و موعظتدریغ روز جوانی و عهد برنایی
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - تغزل و ستایش صاحب دیوانشبی و شمعی و گوینده‌ای و زیبایی
همه‌ی قصاید ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.