پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در ستایش ترکان خاتون و پسرش اتابک محمد

چه دعا گویمت ای سایهٔ میمون همای

یارب این سایه بسی بر سر اسلام بپای

جود پیدا و وجود از نظر خلق نهان

نام در عالم و خود در کنف ستر خدای

در سراپردهٔ عصمت به عبادت مشغول

پادشاهان متوقف به در پرده‌سرای

آفتاب اینهمه شمع از پی و مشعل در پیش

دست بر سینه نهندش که به پروانه درآی

مطلع برج سعادت فلک اختر سعد

بحر دردانهٔ شاهی، صدف گوهرزای

حرم عفت و عصمت به تو آراسته باد

عَلَم دین محمد به محمد برپای

خلف دودهٔ سلغر، شرف دولت و ملک

ملک آیت رحمت، ملک ملک‌آرای

سایهٔ لطف خدا، داعیهٔ راحت خلق

شاه گردنکش دشمن کش عاجز بخشای

ملک ویران نشود خانهٔ خیر آبادان

دین تغیر نکند قاعدهٔ عدل به جای

ای حسود ار نشوی خاک در خدمت او

دیگرت باد به دستست برو می‌پیمای

هر که خواهد که در این مملکت انگشت خلاف

بر خطایی بنهد، گو برو انگشت بخای

جهد و مردی ندهد آنچه دهد دولت و بخت

گنج و لشکر نکند آنچه کند همت و رای

قدم بنده به خدمت نتوانست رسید

قلم از شوق و ارادت به سر آمد نه به پای

جاودان قصر معالیت چنان باد که مرغ

نتواند که برو سایه کند غیر همای

نیکخواهان تو را تاج کرامت بر سر

بدسگالان تو را بند عقوبت در پای

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرزای نَفْس اگر به دیدهٔ تحقیق بنگری
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در پند و ستایشبزن که قوت بازوی سلطنت داری
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در ستایشگرین خیال محقق شود به بیداری
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در ستایش ابوبکر بن سعدوجودم به تنگ آمد از جور تنگی
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در ستایش امیر انکیانودنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - تنبیه و موعظتدریغ روز جوانی و عهد برنایی
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - تغزل و ستایش صاحب دیوانشبی و شمعی و گوینده‌ای و زیبایی
همه‌ی قصاید ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.