پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۱

مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح

خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب

اگر چه صبرِ من از روی دوست ممکن نیست

همی کنم به ضرورت، چو صبرِ ماهی از آب

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۳گفتم چه کرده‌ام که نگاهم نمی‌کنی؟
  2. قطعه شمارهٔ ۴ - پیداست که آخرالزمان است!آشفتن چشم‌های مستت
  3. قطعه شمارهٔ ۵خوب را گو پلاس در بر کن
  4. قطعه شمارهٔ ۶در قطرهٔ باران بهاری چه توان گفت؟
  5. قطعه شمارهٔ ۷ - سعدی از معشوق به ممدوح نمی‌پردازدسخن عشق حرامست بر آن بیهده گوی
  6. قطعه شمارهٔ ۸من بگویم ندیده‌ام دهنی
  7. قطعه شمارهٔ ۹کوه عنبر نشسته بر زنخش
  8. قطعه شمارهٔ ۱۰تو آن نه‌ای که به جور از تو روی برپیچند
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.