پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

قطعات

قطعه شمارهٔ ۴ - پیداست که آخرالزمان است!

آشفتن چشم‌های مستت

دود دل یار مهربانست

وین طرفه که درد چشم او را

خونابه ز چشم ما روانست

دو فتنه به یک قرینه برخاست

پیداست که آخرالزمانست

ادامه‌ی قطعات

  1. قطعه شمارهٔ ۶در قطرهٔ باران بهاری چه توان گفت؟
  2. قطعه شمارهٔ ۷ - سعدی از معشوق به ممدوح نمی‌پردازدسخن عشق حرامست بر آن بیهده گوی
  3. قطعه شمارهٔ ۸من بگویم ندیده‌ام دهنی
  4. قطعه شمارهٔ ۹کوه عنبر نشسته بر زنخش
  5. قطعه شمارهٔ ۱۰تو آن نه‌ای که به جور از تو روی برپیچند
  6. قطعه شمارهٔ ۱۱بس ای غلام بدیع‌الجمال شیرین‌کار
  7. قطعه شمارهٔ ۱۲آن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوان
  8. قطعه شمارهٔ ۱۳مرا به صورت شاهد نظر حلال بود
همه‌ی قطعات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.