پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

غزلها - جلد سوم

سرا پا آتشم

تا قیامت می‌دهد گرمی به دنیا آتشم

آفتاب روشنم نسبت مکن با آتشم

شعله خیزد از دل بحر خروشان جای موج

گر بگیرد یک نفس در هفت دریا آتشم

چیست عالم آتشی با آب و خاک آمیخته

من نه از خاکم نه از آبم که تنها آتشم

شمع لرزان وجودم را شبی آرام نیست

روزها افسرده‌ام چون آب و شب‌ها آتشم

اشک جان‌سوزم اثرها چون شرر باشد مرا

قطره آبم به چشم خلق اما آتشم

در رگ و در ریشه من این همه گرمی ز چیست؟

شور عشقم یا شراب کهنه‌ام یا آتشم؟

از حریم خواجه شیراز می‌آیم رهی

پای تا سر، مستی و شورم سراپا آتشم

ادامه‌ی غزلها - جلد سوم

  1. رشتهٔ هوسسیاهکاری ما کم نشد ز موی سپید
  2. بوسه نسیمهمراه خود نسیم صبا می‌برد مرا
  3. شمع خاموشمنع خویش از گریه و زاری نمی‌آید ز من
  4. داغ محرومیساختم با آتش دل لاله‌زاری شد مرا
همه‌ی غزلها - جلد سوم ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.