پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

غزلها - جلد سوم

آشیانهٔ تهی

همچو مجنون گفتگو با خویشتن باید مرا

بی‌زبانم هم‌زبانی همچو من باید مرا

تا شوم روشنگر دل‌ها به آه آتشین

گرم‌خویی‌های شمع انجمن باید مرا

رشک می‌آید مرا از جامه بر اندام تو

با تو ای گل جای در یک پیرهن باید مرا

آشیان بی‌طایر دستانسرا ویرانه به

چند با دل‌مردگی‌ها پاس تن باید مرا؟

تا ز خاطر کوه محنت را براندازم رهی

همت مردانه‌ای چون کوهکن باید مرا

ادامه‌ی غزلها - جلد سوم

  1. بوسه نسیمهمراه خود نسیم صبا می‌برد مرا
  2. شمع خاموشمنع خویش از گریه و زاری نمی‌آید ز من
  3. داغ محرومیساختم با آتش دل لاله‌زاری شد مرا
همه‌ی غزلها - جلد سوم ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.