پرش به محتوای اصلی
پروین اعتصامی پروین اعتصامی

مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۵۰ - حدیث مهر

گنجشک خرد گفت سحر با کبوتری

کآخر تو هم برون کن ازین آشیان سری

آفاق روشن است، چه خسبی به تیرگی

روزی بپر، ببین چمن و جوئی و جری

در طرف بوستان، دهن خشک تازه کن

گاهی ز آب سرد و گه از میوهٔ تری

بنگر من از خوشی چه نکو روی و فربهم

ننگست چون تو مرغک مسکین لاغری

گفتا حدیث مهر بیاموزدت جهان

روزی تو هم شوی چو من ایدوست مادری

گرد تو چون که پر شود از کودکان خرد

جز کار مادران نکنی کار دیگری

روزیکه رسم و راه پرستاریم نبود

میدوختم بسان تو، چشمی به منظری

گیرم که رفته‌ایم از اینجا به گلشنی

با هم نشسته‌ایم بشاخ صنوبری

تا لحظه‌ایست، تا که دمیدست نوگلی

تا ساعتی است، تا که شکفته‌است عبهری

در پرده، قصه‌ایست که روزی شود شبی

در کار نکته‌ایست که شب گردد اختری

خوشبخت، طائری که نگهبان مرغکی است

سرسبز، شاخکی که بچینند از آن بری

فریاد شوق و بازی اطفال، دلکش است

وانگه به بام لانهٔ خرد محقری

هر چند آشیانه گلین است و من ضعیف

باور نمیکنم چو خود اکنون توانگری

ترسم که گر روم، برد این گنجها کسی

ترسم در آشیانه فتد ناگه آذری

از سینه‌ام اگرچه ز بس رنج، پوست ریخت

ناچار رنجهای مرا هست کیفری

شیرین نشد چو زحمت مادر، وظیفه‌ای

فرخنده‌تر ندیدم ازین، هیچ دفتری

پرواز، بعد ازین هوس مرغکان ماست

ما را بتن نماند ز سعی و عمل، پری

ادامه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۲ - خاطر خشنودبطعنه پیش سگی گفت گربه کای مسکین
  2. شمارهٔ ۵۳ - خوان کرمبر سر راهی، گدائی تیره‌روز
  3. شمارهٔ ۵۴ - خون دلمرغی به باغ رفت و یکی میوه کند و خورد
  4. شمارهٔ ۵۵ - درخت بی برآن قصه شنیدید که در باغ، یکی روز
  5. شمارهٔ ۵۶ - دریای نوربالماس میزد چکش زرگری
  6. شمارهٔ ۵۷ - دزد خانهحکایت کرد سرهنگی به کسری
  7. شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضیبرد دزدی را سوی قاضی عسس
  8. شمارهٔ ۵۹ - دکان ریااین‌چنین خواندم که روزی روبهی
همه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات ←

پروین اعتصامی درباره‌ی پروین اعتصامی

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.