پرش به محتوای اصلی
پروین اعتصامی پروین اعتصامی

مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۵۲ - خاطر خشنود

بطعنه پیش سگی گفت گربه کای مسکین

قبیلهٔ تو بسی تیره‌روز و ناشادند

میان کوی بخسبی و استخوان خائی

بداختری چو تو را، کاشکی نمیزادند

برو به مطبخ شه یا بمخزن دهقان

بشهر و قریه، بسی خانه‌ها که آبادند

کباب و مرغ و پنیر است و شیر، طعمهٔ من

ز حیله‌ام همه کار آگهان بفریادند

جفای نان نکشیدست یکتن از ما، لیک

گرسنگان شما بیشتر ز هفتادند

بگفت، راست نگردد بنای طالع ما

چرا که از ازلش پایه، راست ننهادند

مرا به پشت سرافکند حکم چرخ، ز خلق

شگفت نیست گرم در بروی نگشادند

کسی بخانهٔ مردم بمیهمانی رفت

که روز سور، کسی از پیش فرستادند

بروزی دگران چون طمع توانم کرد

مرا ز خوان قضا، قسمت استخوان دادند

تو خلق دهر ندانسته‌ای چه بی باکند

تو عهدها نشنیدی چه سست بنیادند

کسی بلطف، بدرماندگان نظر نکند

درین معامله، دلها ز سنگ و پولادند

هزار مرتبه، فقر از توانگری خوشتر

توانگران، همه بدنام ظلم و بیدادند

نخست رسم و ره ما، درستکاری ماست

قبیلهٔ تو، در آئین دزدی استادند

برای پرورش تن، بدام بدنامی

نیوفتند کسانی که بخرد و رادند

پی هوی و هوس، نوع خودپرست شما

سحر ببصره و هنگام شب ببغدادند

ز جور سال و مه ایدوست کس نرست، تمام

اسیر فتنهٔ دیماه و تیر و مردادند

بچهره‌ها منگر، خاطر شکسته بسی است

عروس دهر چو شیرین و خلق فرهادند

من از فتادگی خویش هیچ غم نخورم

فتادگان چنین، هیچگه نیفتادند

اسیر نفس توئی، همچو ما گرفتاران

ز بند بندگی حرص و آز، آزادند

تو شاد باش و دل آسوده زندگانی کن

سگان، به بدسری روزگار معتادند

ادامه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۴ - خون دلمرغی به باغ رفت و یکی میوه کند و خورد
  2. شمارهٔ ۵۵ - درخت بی برآن قصه شنیدید که در باغ، یکی روز
  3. شمارهٔ ۵۶ - دریای نوربالماس میزد چکش زرگری
  4. شمارهٔ ۵۷ - دزد خانهحکایت کرد سرهنگی به کسری
  5. شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضیبرد دزدی را سوی قاضی عسس
  6. شمارهٔ ۵۹ - دکان ریااین‌چنین خواندم که روزی روبهی
  7. شمارهٔ ۶۰ - دو محضرقاضی کشمر ز محضر، شامگاه
  8. شمارهٔ ۶۱ - دو همدردبلبلی گفت به کُنج قفسی
همه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات ←

پروین اعتصامی درباره‌ی پروین اعتصامی

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.