پرش به محتوای اصلی
پروین اعتصامی پروین اعتصامی

مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضی

برد دزدی را سوی قاضی عسس

خلق بسیاری روان از پیش و پس

گفت قاضی کاین خطاکاری چه بود ؟

دزد گفت از مردم آزاری چه سود ؟

گفت، بدکردار را بد کیفر است

گفت، بدکار از منافق بهتر است

گفت : هان ، بر گوی شغل خویشتن

گفت، هستم همچو قاضی راهزن

گفت، آن زرها که بردستی کجاست ؟

گفت، در همیان تلبیس شماست

گفت، آن لعل بدخشانی چه شد ؟

گفت، می‌دانیم و می‌دانی چه شد

گفت، پیش کیست آن روشن نگین ؟

گفت، بیرون آر دست از آستین

دزدی پنهان و پیدا، کار توست

مال دزدی، جمله در انبار توست

تو قلم بر حکم داور می‌بری

من ز دیوار و تو از در می‌بری

حد به گردن داری و حد می‌زنی

گر یکی باید زدن، صد می‌زنی

می‌زنم گر من ره خلق، ای رفیق

در ره شرعی تو قطاع الطریق

می‌برم من جامهٔ درویش عور

تو ربا و رشوه می‌گیری به زور

دست من بستی برای یک گلیم

خود گرفتی خانه از دست یتیم

من ربودم موزه و طشت و نمد

تو سیه‌دل مدرک و حکم و سند

دزد جاهل، گر یکی ابریق برد

دزد عارف، دفتر تحقیق برد

دیده‌های عقل، گر بینا شوند

خود فروشان زودتر رسوا شوند

دزد زر بستند و دزد دین رهید

شحنه ما را دید و قاضی را ندید

من براه خود ندیدم چاه را

تو بدیدی، کج نکردی راه را ؟

می‌زدی خود، پشت پا بر راستی

راستی از دیگران می‌خواستی

دیگر ای گندم نمای جو فروش

با ردای عُجب، عیب خود مپوش

چیره‌دستان می‌ربایند آنچه هست

می‌بُرَند آنگه ز دزد کاه، دست

در دل ما حرص، آلایش فزود

نیت پاکان چرا آلوده بود

دزد اگر شب، گرم یغما کردن است

دزدی حکام، روز روشن است

حاجت ار ما را ز راه راست برد

دیو، قاضی را به هرجا خواست برد

ادامه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات

  1. شمارهٔ ۶۰ - دو محضرقاضی کشمر ز محضر، شامگاه
  2. شمارهٔ ۶۱ - دو همدردبلبلی گفت به کُنج قفسی
  3. شمارهٔ ۶۲ - دو همرازدر آبگیر، سحرگاه بط به ماهی گفت
  4. شمارهٔ ۶۳ - دیدن و نادیدنشبی بمردمک چشم، طعنه زد مژگان
  5. شمارهٔ ۶۴ - دیده و دلشکایت کرد روزی دیده با دل
  6. شمارهٔ ۶۵ - دیوانه و زنجیرگفت با زنجیر، در زندان شبی دیوانه‌ای
  7. شمارهٔ ۶۶ - ذرهشنیده‌اید که روزی بچشمهٔ خورشید
  8. شمارهٔ ۶۷ - ذره و خفاشدر آنساعت که چشم روز میخفت
همه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات ←

پروین اعتصامی درباره‌ی پروین اعتصامی

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.