پرش به محتوای اصلی
پروین اعتصامی پروین اعتصامی

مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۴۴ - تیمارخوار

گفت ماهیخوار با ماهی ز دور

که چه میخواهی ازین دریای شور

خردی و ضعف تو از رنج شناست

این نه راه زندگی، راه فناست

اندرین آب گل آلود، ای عجب

تا بکی سرگشته باشی روز و شب

وقت آن آمد که تدبیری کنی

در سرای عمر تعمیری کنی

ما بساط از فتنه ایمن کرده‌ایم

صد هزاران شمع، روشن کرده‌ایم

هیچگه ما را غم صیاد نیست

انده طوفان و سیل و باد نیست

گر بیائی در جوار ما دمی

بینی از اندیشه خالی عالمی

نیمروزی گر شوی مهمان ما

غرق گردی در یم احسان ما

نه تپیدن هست و نه تاب و تبی

نه غم صبحی، نه پروای شبی

دامها بینم براه تو نهان

رفتنت باشد همان، مردن همان

تابه‌ها و شعله‌ها در انتظار

که تو یکروزی بسوزی در شرار

گر نمی‌خواهی در آتش سوختن

بایدت اندرز ما آموختن

گر سوی خشکی کنی با ما سفر

بر نگردی جانب دریا دگر

گر ببینی آن هوا و آن نسیم

بشکنی این عهد و پیوند قدیم

گفت از ما با تو هر کس گشت دوست

تو بدست دوستی، کندیش پوست

گر که هر مطلوب را طالب شویم

با چه نیرو بر هوی غالب شویم

چشمهٔ نور است این آب سیاه

تو نکردی چون خریداران نگاه

خانهٔ هر کس برای او سزاست

بهر ماهی، خوشتر از دریا کجاست

گر بجوی و برکه لای و گل خوریم

به که از جور تو خون دل خوریم

جنس ما را نسبتی با خاک نیست

پیش ماهی، سیل وحشتناک نیست

آب و رنگ ما ز آب افزوده‌اند

خلقت ما را چنین فرموده‌اند

گر ز سطح آب بالاتر شویم

زاتش بیداد، خاکستر شویم

قرنها گشتیم اینجا فوج فوج

می نترسیدیم از طوفان و موج

لیک از بدخواه، ما را ترسهاست

ترس جان، آموزگار درسهاست

بسکه بدکار و جفا جو دیده‌ام

از بدیهای جهان ترسیده‌ایم

بره‌گان را ترس میباید ز گرگ

گردد از این درس، هر خردی بزرگ

با عدوی خود، مرا خویشی نبود

دعوت تو جز بداندیشی نبود

تا بود پائی، چرا مانم ز راه

تا بود چشمی، چرا افتم به چاه

گر بچنگ دام ایام اوفتم

به که با دست تو در دام اوفتم

گر بدیگ اندر، بسوزم زار زار

بهتر است آن شعله زین گرد و غبار

تو برای صید ماهی آمدی

کی برای خیر خواهی آمدی

از تو نستانم نوا و برگ را

گر بچشم خویش بینم مرگ را

ادامه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۶ - جان و تنکودکی در بر، قبائی سرخ داشت
  2. شمارهٔ ۴۷ - جمال حقنهان شد از گل زردی گلی سپید که ما
  3. شمارهٔ ۴۸ - جولای خداکاهلی در گوشه‌ای افتاد سست
  4. شمارهٔ ۴۹ - چند پندکسی که بر سر نرد جهان قمار نکرد
  5. شمارهٔ ۵۰ - حدیث مهرگنجشک خرد گفت سحر با کبوتری
  6. شمارهٔ ۵۱ - حقیقت و مجازبلبلی شیفته میگفت به گل
  7. شمارهٔ ۵۲ - خاطر خشنودبطعنه پیش سگی گفت گربه کای مسکین
  8. شمارهٔ ۵۳ - خوان کرمبر سر راهی، گدائی تیره‌روز
همه‌ی مثنویات، تمثیلات و مقطعات ←

پروین اعتصامی درباره‌ی پروین اعتصامی

رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دورهٔ قاجار بود. در کودکی با خانواده به تهران آمد. پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را از مدرسهٔ آمریکایی تهران گرفت و در همانجا شروع به تدریس کرد. پیو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.