پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۸۸ - در آداب مریدی

طلبت چون درست باشد و راست

خود در اول قدم مراد تراست

حق چو خواهد که بنده راه برد

از بدیهایش در پناه برد

بنده توفیق را چو اهل شود

گر چه سختست کار، سهل شود

اولین پایهٔ ارادت تو

ترک خوی به دست و عادت تو

شیخ چون نزد خویش دادت بار

اختیار خود از میان بردار

تا مرید از مراد نفس نمرد

ره به آب حیات عشق نبرد

سر مرد آنگهی شود زنده

که شود نفس او سرافگنده

گر نهی قدر دوست را نامی

قدر خود را مهل، بزن گامی

چون حدث در قدیم پیوندد

در هستی به خویش دربندد

مرشدی کو به عجب راه نمود

نزد عاقل چه او چه عاد و ثمود؟

عجب گبری کند مسلمان را

عجب دیوی کند سلیمان را

ببر از عجب، تا شوی منظور

که کند عجبت از نظرها دور

دیو چون عجب داشت سجده نکرد

عجب، یکسونه، ای فرشته نورد

عجب ورزی پلنگ و ببر شوی

بهل این عجب اگر نه گبر شوی

عجب بلعام را چو شد در پوست

سگ اصحاب کهف بهتر ازوست

با جوی عجب در ترازوی راز

هیچ باشد هزار ساله نماز

دیدم و نیست در جهان باری

بهتر از عجز و نیستی کاری

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۹۰ - در ترک و تجریدبی‌درم باش، ارت سرد نیست
  2. بخش ۹۱ - در فایدهٔ جوعقوت دل ز عقل و جان باشد
  3. بخش ۹۲ - در فضیلت بی‌خوابیعز ناخفتن، ار تو هستی کس
  4. بخش ۹۳ - در خاصیت گوشه گرفتنخوبرویان چو رخ همی پوشند
  5. بخش ۹۴ - در صفت خاموشیاز خموشی رسیده‌اند وز سیر
  6. بخش ۹۵ - در زهدزهدت آن باشد، ای سعادت جوی
  7. بخش ۹۶ - در اخلاصبه ریا روی در خدای مکن
  8. بخش ۹۷ - در صفت زرق و ریا و ارباب آنسخنی کز سر معامله نیست
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.