پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۹۵ - در زهد

زهدت آن باشد، ای سعادت جوی

کز متاع جهان بتابی روی

روی در فضل بی‌نیاز کنی

پشت بر فضلهٔ مجاز کنی

بر فرازی ز فقر صرف درفش

زان توجه کلاه سازی و کفش

نبود، گر ز زهد گیری رنگ

حاجت اربعین و خلوت تنگ

هر که او زهد را حصار کند

تیر شیطان برو چه کار کند؟

زهد چون قلعه‌ایست پاس ترا

قفس آهنین حواس ترا

قلعه را در مساز بی‌بارو

احتما باید، آنگهی دارو

خلوت از بهر آن پسند آید

که حواس تنت به بند آید

چون شد از زهد گردنت باریک

نیست محتاج خلوت تاریک

خویشتن را ازین و آن باز آر

پس همی گیر چله در بازار

حاضر وقت باش و غایب غیر

تا توانی به استقامت سیر

چون نهادی کلاه خرسندی

بر در بندگی کمر بندی

هر دلی کو به زهد چست آید

به عبادت رسد، درست آید

زهد فرضست و زهد فضل، بدان

ترک دنیا بدین دو زهد توان

زهد فرض از حرام برگشتن

زهد فضل از حلال بگذشتن

چونکه امروز خود حلالی نیست

دومین زهد جز خیالی نیست

زاهدی، جز حلال کم نخوری

به بود کان حلال هم نخوری

هر کرا زهد پرده‌دار شود

محرم وحی کردگار شود

دست عثمان، که تیر شد قلمش

زهد کرد از جهانیان علمش

زاهدی ترک مال و جاه بود

ترگ چون پر شود کلاه بود

گر همی خواهی این کلاه بلند

کمر بندگی و طاعت بند

هر که او راست دید و زرق نکرد

این کله را ز تاج فرق نکرد

تاج را لازمست دری خاص

در این تاج نیست جز اخلاص

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۹۷ - در صفت زرق و ریا و ارباب آنسخنی کز سر معامله نیست
  2. بخش ۹۸ - در توکلیاری از غیر حق نه از دینست
  3. بخش ۹۹ - در صبر و تسلیمزمره‌ای از بلا هلاک شوند
  4. بخش ۱۰۰ - در ستایش اهل رضا و خرسندیحبذا! مفلسان آواره
  5. بخش ۱۰۱ - در خطر مخلصان و نازکی آداب عبودیت و وقت آزمایش‌های حق سبحانهمخلصانی که در مراقبتند
  6. بخش ۱۰۲ - مثالهم چو شمع از غمت بسوزاند
  7. بخش ۱۰۳ - در شکرشکر کن، تا شکر مذاق شوی
  8. بخش ۱۰۴ - در مرتبهٔ عقل و جانپیش ازین آدمی و این آدم
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.