پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۷۹ - حکایت

آن شیندی که شاه کیخسرو

چون ز معنی بیافت ملکی نو

کار این تخت چون ز دست بداد؟

نیستی جست و هر چه هست بداد؟

در پی شاه هر کسی بشتافت

پر بگشتند و کس نشانه نیافت

پادشاهی بدان توانایی

با چنان علم و عقل و دانایی

نیست بازی که هم به کاری رفت

که ز تختی چنان بغاری رفت

تا کسی بر گهر نیابد دست

نتواند کبود مهره شکست

آن کسانی که در هنر کوشند

خویش را از نظر چنان پوشند

راه معنی باسب و زین نروند

جز به دل در طریق دین نروند

تا به هر رشته‌ای در آویزی

کی ازین چاه بر زبر خیزی؟

چند در بند فربهی باشی؟

پر مشو کز هنر تهی باشی

این گروه مغفل ساهی

نتوانند با تو همراهی

دست آزاده‌ای به چنگ آور

روی در روی نام و ننگ آور

کو برون آورد ز غرقابت

برگشاید دو دیده از خوابت

چون ازین خانه میروی به درست

به طلب راه را رفیقی چست

تا بگوید، چو بازپرسی راست

کندرین راه منزل تو کجاست؟

این رباطیست پر ز حجره و رخت

از پس و پیش چند منزل سخت

اولش مهد و آخرش تابوت

در میان جستجوی خرقه و قوت

چون بزایی، اگر ندانی مرد

کی ازین عرصه گو توانی برد؟

خواه اطلس بپوش و خواهی دلق

با خدا باش در میانهٔ خلق

بیحضوری مباش و بی‌شوقی

تا بیابی ز جام ما ذوقی

هر کرا نفس شد پراگنده

روح قدسیش کی شود زنده؟

بگذر از ریش و سبلت و بینی

که تو این نیستی که می‌بینی

گرد هر در مگرد چون گولان

درج شو در حساب مقبولان

گر چه کارت به جای خود نبود

هیچ فارغ مشو، که بد نبود

سرت آغاز اگر کند جستن

نتوان نیز پای را بستن

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۸۱ - در صفت شیخ مرشدشیخ را علم شرع باید و دین
  2. بخش ۸۲ - در باب توبهتا تو را شهوت و غضب یارست
  3. بخش ۸۳ - در خرقه دادندزد را پیش رخت راه مده
  4. بخش ۸۴ - حکایتساده ترکی ز ده به شهر آمد
  5. بخش ۸۵ - در تلقین ذکرذکر بیفکر علم بی‌عملست
  6. بخش ۸۶ - در سر کلمهٔ شهادتتا ندانی اله را ز نخست
  7. بخش ۸۷ - در معنی خلوتپر دلی باید از عوایق دور
  8. بخش ۸۸ - در آداب مریدیطلبت چون درست باشد و راست
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.