پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۵۸ - حکایت

من شنیدم که صاحب دیذی

داشت ناپاکزاده تلمیذی

سالها دیده در سرای سپنج

پر هنر بر سرش مصیبت و رنج

تا خرد جمع کرد و دانا شد

هم سخن گوی و هم توانا شد

گر چه بسیار مال و جاه بیافت

قرب سلطان و عز شاه بیافت

چون وفا در سرشت و زاد نداشت

حق استاد خود بیاد نداشت

راستان رنج خود تلف کردند

زانکه در کار ناخلف کردند

پاک تن در وفا تمام آید

بدگهر نا پسند و خام آید

هر که در سیرت وفا شد گرد

ز وفا راه در فتوت برد

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۶۰ - در فتوت داران به دروغپیش ازین مردمی چنین بودست
  2. بخش ۶۱ - حکایتبود در روم پیش ازین سر و کار
  3. بخش ۶۲ - در تحریص بر محافظت فرزندان از شر ناپاکانای پدر، خود پز این سرشتهٔ تو
  4. بخش ۶۳ - در حال پیشه کاران راست کردارخنک آن پیشه کار حاجتمند
  5. بخش ۶۴ - در کسب علم و شرف علماچو به کسب علوم داری میل
  6. بخش ۶۵ - حکایتشیخکی بر فسانه بود و گزاف
  7. بخش ۶۶ - در صفت طلب علمخنک آن پردلان دین پرور
  8. بخش ۶۷ - درنکوهش فقهای دونای که گشتی بد آن قدر خرسند
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.