پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۵۴ - حکایت

داشت عیسی خری کبود به رنگ

که نرفتی دو روز یک فرسنگ

من شنیدم که در شبان دراز

با وجود چنان حضور و نماز

برد یکشب ز رحمت آن بیخواب

خر خود را دویست بار به آب

هر پیی کش ببرد آب نخورد

چشم عیسی ز رحم خواب نکرد

جمع حواریان چو آن دیدند

روزش از سر آن بپرسیدند

گفت: او را زبان گفتن نیست

گر شود تشنه جای خفتن نیست

بار من برده، آب اگر نخورد

پیش جبار آب من ببرد

من سیر آب چون توانم خفت؟

کو شود تشنه و نداند گفت

خواجگی بندگیست خالق را

شفقت زمرهٔ خلایق را

داروی درد خستگان بودن

مومیای شکستگان بودن

زیر این گرد خیمهٔ مینا

از هزاران یکی شود بینا

گر به درمان خویش پردازد

داروی درد خویشتن سازد

سهل گیرد جهان و جاهش را

کند آماده ساز راهش را

دستگیر فتادگان باشد

پایمرد پیادگان باشد

در آزار و آز در بندد

بهر بیچارگان کمر بندد

نستاند زیادتی ز کسی

ننهند در وجود بوالهوسی

پیش گیرد ره سبکباری

رخ بپیچد ز مردم آزاری

نیکی داد و داده بشناسد

بدی نا نهاده بشناسد

باز داند ستمگران را جای

ننهد در دراز دستی پای

گر توانی بدیدن این را غور

ورنه بر خود بدان که کردی جور

عقد آن جوهری که میبندم

جز به نام رسول نپسندم

خواجه او بود و پادشاه خداست

امر اچار یارش از چپ و راست

وین دگرها چو سایه از پی نور

گشته زان سایه نیز بعضی دور

منعمی کندرو کرم نبود

هست ابری کش آب و نم نبود

زین جگر کوچکان همت خرد

بی‌جگر یک درم نشاید برد

آن کریمی به جز خدا نبود

که ز ذاتش کرم جدا نبود

کرم اینست رفته قاف به قاف

بی‌جواب و سال و منت و لاف

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۵۶ - در بیرونقی شعر و کساد آنشاعری چیست؟ بر در دونان
  2. بخش ۵۷ - در شرایط دوستی و وفادوستی را یگانه شو با دوست
  3. بخش ۵۸ - حکایتمن شنیدم که صاحب دیذی
  4. بخش ۵۹ - در صفت فتوت و مردیچیست مردی؟ ز مردمان بررس
  5. بخش ۶۰ - در فتوت داران به دروغپیش ازین مردمی چنین بودست
  6. بخش ۶۱ - حکایتبود در روم پیش ازین سر و کار
  7. بخش ۶۲ - در تحریص بر محافظت فرزندان از شر ناپاکانای پدر، خود پز این سرشتهٔ تو
  8. بخش ۶۳ - در حال پیشه کاران راست کردارخنک آن پیشه کار حاجتمند
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.