پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۵۰ - در تربیت اولاد

شرم دار، ای پدر، ز فرزندان

ناپسندیده هیچ مپسند آن

با پسر قول زشت و فحش مگوی

تا نگردد لئیم و فاحشه گوی

تو بدارش به گفتها آزرم

تا بدارد ز کرده‌های تو شرم

بچهٔ خویش را به ناز مدار

نظرش هم ز کار باز مدار

چون به خواری برآید و سختی

نکشد محنت و زبون بختی

کارش آموز، تا شود بنده

جور کن، تا شود سر افگنده

مدهش دل، که پهلوان گردد

تو شوی پیر و او جوان گردد

گر کمانش خری، چو تیر شود

ور کمر یافت، خود اسیر شود

ننشیند، سفر کند ز برت

بگدازد ز هجر خود جگرت

هر دم آید به روی او خطری

هر زمان آورند ازو خبری

مادر از اشتیاق او میرد

پدر اندر فراق او میرد

چون هوس کرد پنجه و کشتیش

گر اجازت دهی همی کشتیش

یا به جنگیش برند و سر بدهد

یا شود دزد مال و زر بنهد

گر چه فرزند کشتهٔ تو بود

این بلا دست‌رشتهٔ تو بود

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۵۲ - در تاثیر پرورش و وخامت عاقبت خود روییهر که از پرورنده رنج ندید
  2. بخش ۵۳ - در شفقت بر زیر دستانمکن، ای خواجه، بر غلامان جور
  3. بخش ۵۴ - حکایتداشت عیسی خری کبود به رنگ
  4. بخش ۵۵ - در مذمت بخل و بخیلانخوان اینان که خون دل پالود
  5. بخش ۵۶ - در بیرونقی شعر و کساد آنشاعری چیست؟ بر در دونان
  6. بخش ۵۷ - در شرایط دوستی و وفادوستی را یگانه شو با دوست
  7. بخش ۵۸ - حکایتمن شنیدم که صاحب دیذی
  8. بخش ۵۹ - در صفت فتوت و مردیچیست مردی؟ ز مردمان بررس
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.