پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

جام جم

بخش ۴۸ - حکایت

واعظی وصف حوریان میکرد

شرح حسن عمل بیان میکرد

که: بهر مرد بیست حور دهند

جای در باغ و در قصور دهند

زنکی پیر از آن میان برخاست

که: همی پرسمت حدیثی راست

هیچ در خلد حور نر باشد؟

گفت: بنشین که آنقدر باشد

در بهشت ار شوی تو، ای ساده

نهلندت سلیم و نا گاده

با زن دول پند بی‌خرما

گردگانست و گنبد هر ما

توشهٔ خود بر آر از انبانش

سر فرو ده درین بیابانش

ادامه‌ی جام جم

  1. بخش ۵۰ - در تربیت اولادشرم دار، ای پدر، ز فرزندان
  2. بخش ۵۱ - حکایتپسری را پدر سلاح آموخت
  3. بخش ۵۲ - در تاثیر پرورش و وخامت عاقبت خود روییهر که از پرورنده رنج ندید
  4. بخش ۵۳ - در شفقت بر زیر دستانمکن، ای خواجه، بر غلامان جور
  5. بخش ۵۴ - حکایتداشت عیسی خری کبود به رنگ
  6. بخش ۵۵ - در مذمت بخل و بخیلانخوان اینان که خون دل پالود
  7. بخش ۵۶ - در بیرونقی شعر و کساد آنشاعری چیست؟ بر در دونان
  8. بخش ۵۷ - در شرایط دوستی و وفادوستی را یگانه شو با دوست
همه‌ی جام جم ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.