پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - وله فی‌الموعظه

گر آن جهان طلبی، کار این جهان دریاب

به هرزه می‌گذرد عمر، وارهان، دریاب

تو غافلی و رفیقان به کار سازی راه

چه خفته‌ای؟ که برون رفت کاروان، دریاب

هزار بار ترا بیش گفته‌ام هر روز

که : هین! شبی دوسه بیدار باش، هان! دریاب

جوان چو پیر شود، کار کرده می‌باید

ز پیر کار نیاید، تو، ای جوان، دریاب

زمانه می‌گذرد، چون زمین مباش، زمن

قبول کن، ز من ای خواجه، این زمان دریاب

ترا شکار دلی، گر ز دست برخیزد

سوار شو، منشین، سعی کن، روان دریاب

گرت به جان خطری میرسد تفاوت نیست

قبول خاطر صاحب دلان بجان دریاب

ورت نگه کند از گوشه‌ای شکسته دلی

غلط مشو، که فتوحیست رایگان، دریاب

به هیچ کار نیایی چو ناتوان گردی

کنون که کار به دستست، می‌توان، دریاب

اقامت تو بدنیا ز بهر آخرتست

چو این گذشت به غفلت مکوش و آن دریاب

شنیده‌ای که چها یافتند پیش از تو؟

تو نیز آدمیی، جهد کن، همان دریاب

به پیشگاه بزرگان گرت رها نکنند

فقیر باش و زمین بوس و آستان دریاب

ز عمر عاریتی، اوحدی، بمیر امروز

پس آنگهی برو و عمر جاودان دریاب

مکن ز یاد فراموش روز دشواری

که با تو چند بگفتم که: ای فلان، دریاب

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - فی‌منقبت امیرالمؤمنین حسین بن علی بن ابی‌طالب رضی‌الله عنهمااین آسمان صدق و درو اختر صفاست؟
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - وله روح‌الله روحهمباش بندهٔ آن کز غم تو آزادست
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - وله سترالله عیوبهچرخ گردان روشن از رای منست
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - وله روح‌الله روحهبر آستان در او کسی که راهش هست
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - وله فی‌طلب الحقایقاین چرخ گرد گرد کواکب نگار چیست؟
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا نورالله قبرهمستان خواب را خبری از وصال نیست
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - وله علیه الرحمهنگفتمت که: منه دل برین خراب آباد؟
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - وله فی‌تقلب الاحوالبس که بعد از تو خزانی و بهاری باشد
همه‌ی قصاید ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.