پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - وله غفرالله ذنوبه

سرم خزینهٔ خوفست و دل سفینهٔ بیم

ز کردهٔ خود و اندیشهٔ عذاب الیم

گناه کرده به خروار، هیچ طاعت نه

مگر ببخشدم از لطف خود خدای کریم

ز راه دور فتادم، که غول بود رفیق

ز عقل بهره ندیدم، که دیو بود ندیم

ادیم روی من از پنجهٔ ندم سیه‌‎ست

به جز ندم نکند کس سیه‌‎رخ چو ادیم

بیا، به خود مرو این راه را که در پیشست

گزندهای درشتست و بندهای عظیم

دونیمه شد دلت اندر میان دین و درم

ببین که: بر تو چه آید برین دلِ به‌‎دونیم؟

حیات جان عزیزت به نور ایمان بود

عزیز، یوسف خود را چرا فروخت به سیم؟

چو کار خویش نکردی به‌‎هیچ رویی راست

ضرورتست که روراست می‌‎روی به جحیم

ز خط خواجهٔ خود سر نمی‌توان برداشت

به حکم او بنه، ار بنده‌ای، سر تسلیم

به هر حدیث که خواهی، نصیحتت کردم

هنوز بازنگشتی تو از ضلال قدیم

منزّها، به کسانی که وا دل ایشان

به جز مقامهٔ ذکر تو نیست هیچ مقیم

که چون مرا هوس و آز من شکنجه کند

دلم ز پنجهٔ شهوت برون کشی تو سلیم

مرا به خویشتن و عقل خویش باز مهل

که عاجزست ز درمان درد خویش سقیم

ز علم خویشتنم نکته‌ای در آموزان

خلاف علم خلافی، که کرده‌ام تعلیم

ببخش، اگر گنهی کرده‌ام، که: نیست عجب

گنه ز بندهٔ نادان و مغفرت ز حکیم

پس از گناه چنان بنده، عذرهای چنین

به پایمردی لطف تو می‌‎کنم تقدیم

اگر به دو زخم از راه خلّت اندازی

تفاوتی نکند، کآتش است و ابراهیم

تو خود عظیمی، اگر گویم، ارنه، لیکن من

به نام پاک تو خود را همی‌‎کنم تعظیم

نه سیم خواهم و نی زر، ولی چو خاک شوم

ز لطف خویش به خاکم همی‌‎فرست نسیم

در آن زمان که به حال شکستگان نگری

به اوحدی نظری برکن، ای کریم و رحیم

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - وله فی شکایةالزماندل‌خسته همی باشم، زین ملک به هم رفته
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - وله طاب‌الله ثراهای صوفی سرد نارسیده
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - وله نورالله مرقدهچو بد کنی و ندانی که : نیک نیست که کردی
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - وله روحه الله روحهای رنج ناکشیده، که میراث می‌خوری
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳ - فی منقبة امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب کرم الله وجههبر کوفه و خاک علی، ای باد صبح ار بگذری
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - وله نورالله قبرهعمر گذشت، ای دل شکسته، چه داری؟
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - وله بردالله مضجعهکردم اندیشه تاکنون باری
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - وله نورالله قبرهگریان در آخر شب، چون ابر نوبهاری
همه‌ی قصاید ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.