پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها

  1. شمارهٔ ۹۳آزار چو باز و آز چون بط منمای
  2. شمارهٔ ۹۴نزدیک کسی که عاقل و هشیار است
  3. شمارهٔ ۹۵دل را غم تو سوخته جان خواهد کرد
  4. شمارهٔ ۹۶طاووس جمال تو چو پرواز کند
  5. شمارهٔ ۹۷گر بد بازد حریف گو بد می باز
  6. شمارهٔ ۹۸بس خون جگر که مرد را خورده شود
  7. شمارهٔ ۹۹بی جرم درین جهان توان زیست بگو
  8. شمارهٔ ۱۰۰تشویش دل خستهٔ ما از تو در است
همه‌ی الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها ←

اوحدالدین کرمانی درباره‌ی اوحدالدین کرمانی

وحدالدین حامد بن ابی الفخر معروف به اوحد کرمانی (زادهٔ ۵۶۱ هجری قمری در بردسیر (جواشیر) کرمان – درگذشتهٔ ۳ شعبان ۶۳۵ هجری قمری در بغداد) از صوفیان و رباعی‌گویان مشهور ایران در سده‌های ششم و هفتم هجری است. او در جوانی به بغداد رفت و در آنجا تحصیل کرد و سپس به حلقه مریدان شیخ شمس‌الدین سجاسی (زنده در ۶۰۶ ق) پیوست و از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.