پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها

  1. شمارهٔ ۹۸بس خون جگر که مرد را خورده شود
  2. شمارهٔ ۹۹بی جرم درین جهان توان زیست بگو
  3. شمارهٔ ۱۰۰تشویش دل خستهٔ ما از تو در است
  4. شمارهٔ ۱۰۱زلف سیهت که مشک را زو گله هاست
  5. شمارهٔ ۱۰۲ای از غم دلبری که بیدادم ازوست
  6. شمارهٔ ۱۰۳سیلاب محن رونق عمرم همه برد
  7. شمارهٔ ۱۰۴در دل زغم زمانه باری دارم
  8. شمارهٔ ۱۰۵آخر زمنت یاد منت هست بپرس
همه‌ی الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها ←

اوحدالدین کرمانی درباره‌ی اوحدالدین کرمانی

وحدالدین حامد بن ابی الفخر معروف به اوحد کرمانی (زادهٔ ۵۶۱ هجری قمری در بردسیر (جواشیر) کرمان – درگذشتهٔ ۳ شعبان ۶۳۵ هجری قمری در بغداد) از صوفیان و رباعی‌گویان مشهور ایران در سده‌های ششم و هفتم هجری است. او در جوانی به بغداد رفت و در آنجا تحصیل کرد و سپس به حلقه مریدان شیخ شمس‌الدین سجاسی (زنده در ۶۰۶ ق) پیوست و از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.