پرش به محتوای اصلی
اوحدالدین کرمانی

اوحدالدین کرمانی

الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید

۲۹۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ آنجا که نه کون و نه مکان در گنجد
  2. شمارهٔ ۶۲ این ره به قدم چون بر وی برخیزد
  3. شمارهٔ ۶۳ روزی که جمال تو مرا دیده شود
  4. شمارهٔ ۶۴ چون در غم تو شادی من نفزاید
  5. شمارهٔ ۶۵ گر طالب قرب حق شدی موسی وار
  6. شمارهٔ ۶۶ آنجا که سراپردهٔ اجلال جلال
  7. شمارهٔ ۶۷ دل دوش دم نامتناهی می زد
  8. شمارهٔ ۶۸ از دفتر عشق حرف می خوان و مگو
  9. شمارهٔ ۶۹ ای دل چو شراب معرفت کردی نوش
  10. شمارهٔ ۷۰ تا چند چو بلبلان برآری آواز
  11. شمارهٔ ۷۱ جان از قبل زبان به بیم خطر است
  12. شمارهٔ ۷۲ این گفتن بسیار تو هست از پندار
  13. شمارهٔ ۷۳ در معرض صد سلامتی باهش باش
  14. شمارهٔ ۷۴ چون بر سر و پای من نگه کرد او دوش
  15. شمارهٔ ۷۵ صرّاف سخن باش و سخن کمتر گوی
  16. شمارهٔ ۷۶ دم درکش و در خویش سیاحی می کن
  17. شمارهٔ ۷۷ یا قلب ترید وصله مجّانا
  18. شمارهٔ ۷۸ در دست غم عشق نهادم دل را
  19. شمارهٔ ۷۹ از عقل عقیله گشت حاصل ما را
  20. شمارهٔ ۸۰ دلدار به دل گفت گرت رغبت ماست
  21. شمارهٔ ۸۱ هرگه که غمی ملازم دل شودت
  22. شمارهٔ ۸۲ جان بر سر عشق پای فرسود ای دل
  23. شمارهٔ ۸۳ از ذکر تو جز عشق نیاموزد دل
  24. شمارهٔ ۸۴ ای خاک در تو سرمهٔ دیدهٔ دل
  25. شمارهٔ ۸۵ در پختهٔ عقل بنگر از دیدهٔ دل
  26. شمارهٔ ۸۶ قفلی زده ام زمهر تو بر سر دل
  27. شمارهٔ ۸۷ در فکرت جان راه بیاموز ای دل
  28. شمارهٔ ۸۸ روزی زقضای آسمانی ای دل
  29. شمارهٔ ۸۹ چون رفت ز روز عمر من آب ای دل
  30. شمارهٔ ۹۰ با راهرو گفت خسته می دار ای دل
  31. شمارهٔ ۹۱ دل را شود از دیده فرو پای به گل
  32. شمارهٔ ۹۲ با دل گفتم چیست بگو تدبیرم
  33. شمارهٔ ۹۳ تا با دل دلبرم دلم دل بنهاد
  34. شمارهٔ ۹۴ با دل گفتم که این چه زیر و زبری است
  35. شمارهٔ ۹۵ با دل گفتم تو را چه می رنجاند
  36. شمارهٔ ۹۶ از دل همه ساله درد حاصل باشد
  37. شمارهٔ ۹۷ با دل گفتم مشکلت آسان نشود
  38. شمارهٔ ۹۸ آن یار که منزلگه او قلب آمد
  39. شمارهٔ ۹۹ با دل گفتم هزار افسانه به عقل
  40. شمارهٔ ۱۰۰ از دیده چه گویم که ازو دارم غم
  41. شمارهٔ ۱۰۱ ای دیدن تو روشنی دیدهٔ دل
  42. شمارهٔ ۱۰۲ ای دل دَرِ غم گشاده ای می بینم
  43. شمارهٔ ۱۰۳ پایی نه که سوی وصل بشتابد دل
  44. شمارهٔ ۱۰۴ «اوحد» دیدی که هرچ دیدی هیچ است
  45. شمارهٔ ۱۰۵ سرگردانان راه دل بسیارند
  46. شمارهٔ ۱۰۶ با دل گفتم نئی زمردان غمش
  47. شمارهٔ ۱۰۷ هر لحظه زدست غم به جان آید دل
  48. شمارهٔ ۱۰۸ چندانک دلم جان کند اندر سر و کار
  49. شمارهٔ ۱۰۹ فریاد رسی نیست کسی را از کس
  50. شمارهٔ ۱۱۰ آنجا که صفای دل بود دایهٔ عیش
  51. شمارهٔ ۱۱۱ ای دل گر ازین پایه فروتر نایی
  52. شمارهٔ ۱۱۲ ای دل چو خراب گشتی آباد شوی
  53. شمارهٔ ۱۱۳ بیچاره دلا چند کنی خودبینی
  54. شمارهٔ ۱۱۴ ای دل چو قلم نقش منمّا می باش
  55. شمارهٔ ۱۱۵ گر در ره دوست پایدار آید دل
  56. شمارهٔ ۱۱۶ با یار چرا چنین صبوری ای دل
  57. شمارهٔ ۱۱۷ رازت چو به پیش خلق شد فاش ای دل
  58. شمارهٔ ۱۱۸ دل با غم اگر بساختی شادستی
  59. شمارهٔ ۱۱۹ عشق است که کیمیای فقر است دَروُ
  60. شمارهٔ ۱۲۰ در درد دل خویش زبی درمانی

متن اشعار به نقل از گنجور.