فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ تو جهانی دیگری جوهردرنگ آتشفعال
- شمارهٔ ۶۲ کوکنار از بس فزع داروی بیخوابی شود
- شمارهٔ ۶۳ گشاده دارد بر زایرش دوازده چیز
- شمارهٔ ۶۴ نیست مانی ابر پس چون باغ ازو ارتنگ شد
- شمارهٔ ۶۵ ز غیشه خوردن و از بی جوی و بی آبی
- شمارهٔ ۶۶ وگر چو گرگ نپوید سمندش از گرگانج
- شمارهٔ ۶۷ چورای کوره و داود و نامور چیپال
- شمارهٔ ۶۸ دلش نگیرد ازین کوه و دشت و بیشه و رود
- شمارهٔ ۶۹ ملک چو اختر و گیتی سپهر و در گیتی
- شمارهٔ ۷۰ بشاهنامه همی خوانده ام که رستم زال
- شمارهٔ ۷۱ چگونه کرد مر آن دلهرای بیدین را
- شمارهٔ ۷۲ چگونه گیرد پنجاه قلعۀ معروف
- شمارهٔ ۷۳ بلفظ هندو کالنجر آن بود معنیش
- شمارهٔ ۷۴ چو ده دهی(؟) که بد و نیک وقف بود برو
- شمارهٔ ۷۵ تو چگونه رهی که دست اجل
- شمارهٔ ۷۶ تاسه گردم ترا چو حق شنوی
- شمارهٔ ۷۷ بلبل همی سراید چون بارید
- شمارهٔ ۷۸ خود فزاید همیشه مهر فروغ
- شمارهٔ ۷۹ تو نبینی که اسب توسن را
- شمارهٔ ۸۰ دندان و عارض بتم از من ببرد هوش
- شمارهٔ ۸۱ خود فزاید همیشه گوهر اخش
- شمارهٔ ۸۲ کجا من چشم دارم بر سخایت
- شمارهٔ ۸۳ ای گرفته کاغ کاغ از خشم ما همچون کلاغ
- شمارهٔ ۸۴ ناید زور هزبر و پیل ز پیشه
- شمارهٔ ۸۵ گرفتم به جایی رسیدی به مال
- شمارهٔ ۸۶ ای میر نوازنده و بخشنده و چالاک
- شمارهٔ ۸۷ به مستحقان ندهی هرآنچه داری و باز
- شمارهٔ ۸۸ بکوه ساوه (ساده) ز تو مرگ بر نخواهد گشت
- شمارهٔ ۸۹ به هیچ در نروی تا در آن نیابی سود
- شمارهٔ ۹۰ ای بر سر خوبان جهان بر سرهنگ
- شمارهٔ ۹۱ چو دیلمان زره پوش شاه مژگانش
- شمارهٔ ۹۲ هیون چو جنگ بر آورد و یون فکند بر او
- شمارهٔ ۹۳ مگر ز چشمۀ خورشید روز دولت تو
- شمارهٔ ۹۴ شاها هزار سال بعزّ اندرون بزی
- شمارهٔ ۹۵ بدان ماند بنفشه بر لب جوی
- شمارهٔ ۹۶ چرا بگرید زار ار نه غمگنست غمام
- شمارهٔ ۹۷ سخاوت تو ندارد درین جهان دریا
- شمارهٔ ۹۸ عجب دو چیز بیک چیز داد یک چیزش
- شمارهٔ ۹۹ دو چیز را حرکاتش همی دو چیز دهد
- شمارهٔ ۱۰۰ سه چیز را بگرفتند از سه چیز همه
- شمارهٔ ۱۰۱ چهار چیز بدو چیز داد نیز هم او
- شمارهٔ ۱۰۲ چون به ایشان باز خورد آسیب شاه کامیاب
- شمارهٔ ۱۰۳ سر زلف مشکین جانان من
- شمارهٔ ۱۰۴ بکرد با دل تو ای ملک وفا بیعت
- شمارهٔ ۱۰۵ تو آن شاهی که اندر شرق و در غرب
- شمارهٔ ۱۰۶ پاسخی ده تا نشان یابم ز ناپیدا دهان
- شمارهٔ ۱۰۷ آیین عجم رسم جهاندار فریدون
- شمارهٔ ۱۰۸ از فتح و ظفر بینم بر نیزۀ تو عقد
- شمارهٔ ۱۰۹ زین هر دو زمین هر چه گیا روید تا حشر
- شمارهٔ ۱۱۰ ز خون دشمن او شد ببحر مغرب جوش
- شمارهٔ ۱۱۱ ز میغ نزم کزان روز روشن از مه تیر
- شمارهٔ ۱۱۲ کنند واجب جذری هم اندر آن ساعت
- شمارهٔ ۱۱۳ ز بهر سور ببزم تو خسروان جهان
- شمارهٔ ۱۱۴ چو بر روی ساعد نهد سر به خواب
- شمارهٔ ۱۱۵ جلالش بر نگیرد هفت کشور
- شمارهٔ ۱۱۶ زان ملک را نظام و ازین عهد را بقا
- شمارهٔ ۱۱۷ از آرزوی روی گل و روی دوستان
- شمارهٔ ۱۱۸ چون سیم سفچه شاخ درختان جویبار
- شمارهٔ ۱۱۹ دریا گر آن بود که بدو در گهر بود
- شمارهٔ ۱۲۰ آبست و زعفران حسد تو که حاسدت
متن اشعار به نقل از گنجور.