پرش به محتوای اصلی
عنصری عنصری

قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

شمارهٔ ۱۰۴

بکرد با دل تو ای ملک وفا بیعت

بکرد با سیر پاک تو هنر پیمان

ز طبع و دست تو گیرد همی سخا حجت

ز خاطر تو نماید همی خطر برهان

بطاعت تو نیارد همی قضا غفلت

بخدمت تو نجوید همی قدر عصیان

بنور مدح تو گیرد همی ذکا زینت

بآفرین تو گیرد همی فکر سامان

بخیر مال ، ترا هست آشنا دولت

بسعد کام ، ترا هست راهبر دوران

ز هیبت تو نگردد همی روا فکرت

ز همت تو نیابد همی گذر کیوان

ز سیرت تو برد زینت و بها حکمت

ز عادت تو پذیرد جمال و فر احسان

نجست یارد پیش تو اژدها وقعت

نکرد یارد پیش تو شیر نر جولان

تراست بر همه مردان پارسا منت

تراست بر همه گردان نامور فرمان

شدست کام تو بر کامۀ عطا صورت

شدست نام تو بر نامۀ ظفر عنوان

شدست بر کرم و فضل تو گوا فکرت

نکرد از خرد و فضل مختصر یزدان

ز تو نخواهد شد جاودان جدا ملکت

ز تو نخواهد شد هیچ زاستر ایمان

بود زمین عدوی ترا گیا شدّت

بود درخت حسود ترا ثمر خذلان

نکرد طبع تو هرگز بناسزا رغبت

نکرد رای تو هرگز ببد سیر فرمان

براستی برد از تو همی ضیا ملت

بفرّخی برد از تو همی اثر ایمان

همی کنند بنیکی ترا دعا امت

همی برند بشادی ز تو قبا فتیان

دهد بصحبت اعدای تو رضا محنت

کند بجان بداندیش تو نظر احزان

همی بجوید مهر ترا هوا رحمت

همی ببندد امر ترا کمر کیوان

گرفت با طرب سال تو بلاقلت

گرفت با شرف ماه تو حذر احسان

چنانکه سال نو آورد مر ترا نزهت

خجسته بادت امسال سر بسر کیهان

ادامه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

  1. شمارهٔ ۱۰۶پاسخی ده تا نشان یابم ز ناپیدا دهان
  2. شمارهٔ ۱۰۷آیین عجم رسم جهاندار فریدون
  3. شمارهٔ ۱۰۸از فتح و ظفر بینم بر نیزۀ تو عقد
  4. شمارهٔ ۱۰۹زین هر دو زمین هر چه گیا روید تا حشر
  5. شمارهٔ ۱۱۰ز خون دشمن او شد ببحر مغرب جوش
  6. شمارهٔ ۱۱۱ز میغ نزم کزان روز روشن از مه تیر
  7. شمارهٔ ۱۱۲کنند واجب جذری هم اندر آن ساعت
  8. شمارهٔ ۱۱۳ز بهر سور ببزم تو خسروان جهان
همه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید ←

عنصری درباره‌ی عنصری

ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی شاعر پارسی‌گوی بلخ، مشهور به عنصری بلخی در سال ۳۵۰ هجری قمری زاده شد. امیر نصر برادر سلطان محمود غزنوی، وی را به غزنه فراخواند. سلطان محمود غزنوی به او توجه نشان داد و به او عنوان ملک‌الشعرایی داد. عنصری در سال ۴۳۱ هجری قمری درگذشت. دولتشاه سمرقندی در تذکرهٔ خویش در باب عنصری چنین می‌ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.