پرش به محتوای اصلی
عنصری عنصری

قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

شمارهٔ ۸۰

دندان و عارض بتم از من ببرد هوش

کاین در نوش طعمست ، آن ماه مشکپوش

جوشان شده دو زلف بت من بروی بر

جانم بر آتش است از آن آمده بجوش

اندر چهار چیزش دارم چهار چیز

هر شب از آن ببردن دل گشته سخت کوش

اندر سمن بنفشه و اندر صدف گهر

اندر سهیل سنبل و اندر عقیق نوش

ای زلف او نه زلفی ، وی دو لبش نه لب

رند عبیر سایی و دزد شکر فروش

زلف ار فرو کشد بمیان بر کمر کند

چون دست باز دارد حلقه شود بگوش

ادامه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید

  1. شمارهٔ ۸۲کجا من چشم دارم بر سخایت
  2. شمارهٔ ۸۳ای گرفته کاغ کاغ از خشم ما همچون کلاغ
  3. شمارهٔ ۸۴ناید زور هزبر و پیل ز پیشه
  4. شمارهٔ ۸۵گرفتم به جایی رسیدی به مال
  5. شمارهٔ ۸۶ای میر نوازنده و بخشنده و چالاک
  6. شمارهٔ ۸۷به مستحقان ندهی هرآنچه داری و باز
  7. شمارهٔ ۸۸بکوه ساوه (ساده) ز تو مرگ بر نخواهد گشت
  8. شمارهٔ ۸۹به هیچ در نروی تا در آن نیابی سود
همه‌ی قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید ←

عنصری درباره‌ی عنصری

ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی شاعر پارسی‌گوی بلخ، مشهور به عنصری بلخی در سال ۳۵۰ هجری قمری زاده شد. امیر نصر برادر سلطان محمود غزنوی، وی را به غزنه فراخواند. سلطان محمود غزنوی به او توجه نشان داد و به او عنوان ملک‌الشعرایی داد. عنصری در سال ۴۳۱ هجری قمری درگذشت. دولتشاه سمرقندی در تذکرهٔ خویش در باب عنصری چنین می‌ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.