پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی عبید زاکانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۳۷

ای دل پس از این غصهٔ ایام مخور

جز نی مطلب همدم و جز جام مخور

مرسوم طمع مدار و تشریف مپوش

ادرار قلم بر نه و انعام مخور

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۳۹نه یار نوازد بکرم یک روزم
  2. رباعی شمارهٔ ۴۰بیم است که در بیخودی افسانه شوم
  3. رباعی شمارهٔ ۴۱دل سیر شد از غصهٔ گردون خوردن
  4. رباعی شمارهٔ ۴۲در کوچهٔ فقر گوشه‌ای حاصل کن
  5. رباعی شمارهٔ ۴۳از کار جهان کرانه خواهم کردن
  6. رباعی شمارهٔ ۴۴گفتم صنما شدم به کام دشمن
  7. رباعی شمارهٔ ۴۵بر هیچ کسم نه مهر مانده است نه کین
  8. رباعی شمارهٔ ۴۶ای دل بگزین گوشه‌ای از ملک جهان
همه‌ی رباعیات ←

عبید زاکانی درباره‌ی عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.