پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی عبید زاکانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۴۰

بیم است که در بیخودی افسانه شوم

وانگشت نمای خویش و بیگانه شوم

ای عقل فضول میدهد زحمت من

ناگاه ز دست عقل دیوانه شوم

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۴۲در کوچهٔ فقر گوشه‌ای حاصل کن
  2. رباعی شمارهٔ ۴۳از کار جهان کرانه خواهم کردن
  3. رباعی شمارهٔ ۴۴گفتم صنما شدم به کام دشمن
  4. رباعی شمارهٔ ۴۵بر هیچ کسم نه مهر مانده است نه کین
  5. رباعی شمارهٔ ۴۶ای دل بگزین گوشه‌ای از ملک جهان
  6. رباعی شمارهٔ ۴۷از دل نرود شوق جمالت بیرون
  7. رباعی شمارهٔ ۴۸ای رای تو ترجمان تقدیر شده
  8. رباعی شمارهٔ ۴۹در درد سرم زین دل سودا پیشه
همه‌ی رباعیات ←

عبید زاکانی درباره‌ی عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.