پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

قصاید

شمارهٔ ۲ - قصیده شتر حجره در جواب مولانا کاتبی علیه الرحمه و المغفره

مرا دلی است شتر حجره ساز داده وطن

شتر شتر غم او را به حجره حجره تن

به حجره ی غم او از شتر دمی دارد

دلم به رنگ شتر حجره ی جرس شیون

شتر گلو است ره سیل حجره های سرشک

به حجره اشکم از آن می جهد شترگردن

چو حجره ی تن گر شتر شود لاغر

شود چو رشته شتر فرش حجره ی سوزن

نکرد حجره ی دل بر غمش شتر خوانی

که نیست جای شتر حجره های پرویزن

چه باشد این شتر چرخ و حجره ی گیتی

بود شتر شتر مکر و حجره حجره ی فن

چه ره دهی شتر حرص را به حجره ی دل

چو آن شتر شود این حجره را اساس شکن

شتر به حجره ی طول امل مکش زنهار

نه حکمت است در آن حجره ات شتر بستن

شتر چه می کشی ای پنج پر به حجره ی خم

عروس حجره شتر را شود جهاز افکن

اجل ز حجره تو را می دهد شتر حجره

چه دل حجره نهی زین شتر مباش ایمن

چه حجره و چه شتر خواجه غافلی که بود

ز حجره تا به شتر محشر فتور و فتن

شتر مخواه و مجو حجره عاقبت چه بود

شتر جنازه لحد حجره و جهاز کفن

گذر کند شتر فکرت از نهم حجره

مرا ز شرح شتر حجره ی امیر زمن

شهی که سدره بود حجره ی شتر دارش

شتر سوار اجل نقد حجره ی ذوالمن

فلک سوار شتر عرش حجره ی که بود

جهاز یک شترش حجره ی نهم گلشن

بساط حجره علم و عمل شتر حلمی

که حجره ی شتر او است کاخ هشت چمن

کسی جواب شتر حجره اش نگفت ز عجز

چو کاتبی به شتر حجره داد داد سخن

اگر چه بود شتر حجره مدتی در بند

پی جواب شتر حجره ام موفق من

به حجره سخنم گر شتر کشد حاسد

به حجره باد زبانش شتر صفت الکن

شتر به حجره مطلع کشید باز خیال

به عزم نظم شتر حجره در رکاب سخن

چواصل شرح شتر حجره بشنوی از من

شتر مبند چو وسوا سیان به حجره ی ظن

زره به حجره اش آدم درون شتر داری

چو حجره بسته نقاب از شتر به دست رسن

چو سوی حجره شتر دار شد ز جا برداشت

زحجره اش به شر تغش(؟) بهر غفل و کفن

ز بعد غسل شتر حجره داد نقشش را

که تا ز حجره شتر را برد سوی مدفن

ز حجره سوی شتر رفته یک به یک دادند

قسم به حجره شتر حجره را حسین وحسن

که نانموده رخ اینجا شتر ز حجره مران

به این شتر که بود حجره ی امیر زمن

چو پیش حجره شتر دار برفکند نقاب

که بود شاه شتر حجره شیر قلب شکن

زهی تو را به شتر هفت حجره یک محمل

نهم فلک زشتر حجره است کمین مسکن

تو را سزد چو شتر حجره فلک بندد

شتر به حجره جرس ز آفتاب برگردن

پی مهار شتر حور حجره ی جنت

به حجره ی شترت می برد ز زلف رسن

گریزد از شتر صولتت به حجره ی زنگ

شتر ز نیم چو در حجره ی جرس شیون

تو را کجا است شتر حجره چون ز قدر بود

شتر کشان تو را حجره ی سپهر وطن

به بام حجره ی چرخ شتر جهاز بود

ز حجره ی شترت آفتاب یک روزن

دلم به حجره شتر مرغ وش زند پر و بال

که تا کند به شتر حجره ی درت مسکن

مرا کشد شتر شوق حجره ات آخر

به حجره ی تو شتر وار رخت حجره ی من

شها ثنای شتر حجره ی تو نورس را

کشید سر به شتر حجره ی سپهر کهن

از آنکه فرش شتر حجره ات شود پر شد

شتر شتر ز بساط لطیفه حجره ی من

شتر زحجره ی وصف تو می کشم چون نیست

به حجره ی تو مرا پایه ی شتر بستن

همیشه تا ز شتر گر بهای حجره چرخ

قضا کند به شتر حجره ی قدر مسکن

جهاز یک شترت هفت چرخ و نه حجره

به حجره ی شترت کهکشان مهار و رسن

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴ - قصیده مظهر اعجاز فی منقبه امام الجن و الانس سلطان ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه التحیه و الثناسفیده دم که زدم ساغر از شراب طهور
  2. شمارهٔ ۵ - فی المرثیه امیر البررهدر آستین مرا است ز بحرین دیده ها
  3. شمارهٔ ۶ - مدح رسول خدا صقندیل طاق عرش جمال محمد است
  4. شمارهٔ ۷ - در مدح امیرالمومنین علی علیه السلامای گزین مسند ز دوش مصطفایت یا علی
  5. شمارهٔ ۸ - در مدح پادشاهمسند آرای فلک مهد کشد چون حمل
  6. شمارهٔ ۹ - در مدح پادشاهدر این باغ آن بلبل آیین فغانم
  7. شمارهٔ ۱۰ - در مدح پادشاهدر دلم تا گشت طالع مهر آن زرین کلاه
  8. شمارهٔ ۱۱ - در مدح پادشاهگر کشته را لطیفه ی لعل تو جان دهد
همه‌ی قصاید ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.