پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

قصاید

شمارهٔ ۶ - مدح رسول خدا ص

قندیل طاق عرش جمال محمد است

معراج اهل حال وصال محمد است

قرآن که نسخه ای زد و حرفش بود دو کون

یک شرح مختصر ز کمال محمد است

بسم الله است مطلع مشکین هلال او

با هر جلاله عرض جلال محمد است

شبهش نبست نقش در آیینه ی خیال

جز نفس مصطفی که مثال محمد است

طیار قاصد از پی مقصود می شود

پرواز جبرئیل به بال محمد است

فیض ابد که تازه از او جان عالمی است

یک رشحه از محیط نوال محمد است

دیباچه ی رساله ایجاد آل اوست

دیوان کاینات به فال محمد است

چشمم اگر به گلشن فردوس می پرد

منظور من محمد و آل محمد است

جنات را که خاک به عنبر سرشته اند

نورس ز فیض نکهت خال محمد است

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۸ - در مدح پادشاهمسند آرای فلک مهد کشد چون حمل
  2. شمارهٔ ۹ - در مدح پادشاهدر این باغ آن بلبل آیین فغانم
  3. شمارهٔ ۱۰ - در مدح پادشاهدر دلم تا گشت طالع مهر آن زرین کلاه
  4. شمارهٔ ۱۱ - در مدح پادشاهگر کشته را لطیفه ی لعل تو جان دهد
  5. شمارهٔ ۱۲ - قصیده فخریه(در مدح زمان خان)فلک البروج طبعم به ثوابت معانی
  6. شمارهٔ ۱۳ - قصیده ی گلشن اقبالرسید عید که مشاطه ی جمال بهار
  7. شمارهٔ ۱۴ - در مدح نواب ایرانمداری شیخ علی خان اعتماد الدولهخنده ی صبح است یا آیینه ی صبح بهار
همه‌ی قصاید ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.