پرش به محتوای اصلی
نوعی خبوشانی نوعی خبوشانی

مثنوی سوز و گداز

بخش ۳ - نعت حضرت رسالت پناه محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم

محمد صیقل مرآت بینش

نظر پیمای چشم آفرینش

شفاعت سنج جرم آباد هستی

قناعت گنج ملک تنگدستی

فلک گلدستهٔ طرف کلاهش

ملک پروانهٔ شمع نگاهش

حقیقت را گل آغوش پرور

شریعت را لوای دوش پرور

به خلقت ز انبیا پیشی گرفته

ز سبقت با خدا خویشی گرفته

دلیل قدرو اعجازش همین بس

که رهرو پیش و رهبر آمد از پس

زبان کج نغمهٔ او را و نعتش

خرد مجذوب مادر زاد نعتش

زبان با ذکر نعتش آشنا نیست

که نعتش جز به دل گفتن روا نیست

گر استغنای نعت از دل نرنجد

دگر زین مژده دل در دل نگنجد

کجا نعت سزای او توان گفت

خدا شو تا ثنای او توان گفت

ز شهرستان رحمت بی نصیبم

غریبم یا رسول الله غریبم

تو بیکس دوست من همسایه دشمن

نیابی تا کسی بیکس تر از من

ز رحمت زار خویشم ده گیاهی

بهشتی کن گیاهم از نگاهی

گر از ننگم شفاعت ارزشی نیست

تنک سرمایه را آمرزشی نیست

همین بس کز گنه شرمندگانیم

ارادت سنج امت بندگانیم

گلی از نو بهاران تو دارم

اطاعت داغ یاران تو دارم

ادامه‌ی مثنوی سوز و گداز

  1. بخش ۵ - ادامهایا پروانهٔ بلبل ترنم
  2. بخش ۶ - در مدح پادشاه جم جاه نصفت پناه اکبر شاه وصفت عدل اوزبان شوریده کلک شعله تحریر
  3. بخش ۷ - آغاز داستان محبت نامهٔ سوز و گدازچنین زد نغمه‌پرداز حکایت
  4. بخش ۸ - ادامهچو بر مغز پدر این ماجرا ریخت
  5. بخش ۹ - رفتن داماد به خانهٔ عروس و در راه فرود آمدن دیوار بر سر اوچو صبح این لعبت خاور نشیمن
  6. بخش ۱۰ - خبر یافتن پادشاه و طلب نمودن دختر را و منع کردن و قبول نکردن اوچمن پیرای این آتش هوا باغ
  7. بخش ۱۱ - طلب نمودن پادشاه دختر را و انعام نمودن آنطلب کرد آن بت کافر لقب را
  8. بخش ۱۲ - دستوری پادشاهزاده ملازمان را از برای هیمه جمع نمودناطاعت پیشگان شاهزاده
همه‌ی مثنوی سوز و گداز ←

نوعی خبوشانی درباره‌ی نوعی خبوشانی

محمدرضا خبوشانی معروف به نَوعی خَبوشانی (زاده در خبوشان که نام قدیم قوچان است، درگذشته به سال ۱۰۱۹ هجری قمری در برهانپور هند) شاعر ایرانی و سرایندهٔ مثنوی «سوز و گداز» است. آنچه از احوال وی بر می‌آید آن است که وی به اتفاق دوستش ، کفری تربتی به هندوستان کوچیده، و پس از بازگشت مدتی را در مشهد گذرانده است. به همین دلیل ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.