پرش به محتوای اصلی
نوعی خبوشانی نوعی خبوشانی

مثنوی سوز و گداز

بخش ۶ - در مدح پادشاه جم جاه نصفت پناه اکبر شاه وصفت عدل او

زبان شوریده کلک شعله تحریر

چنین کرد از زبان شعله تقریر

که در دوران شاه عیسی اورنگ

که عیسی خواند پیشش درس فرهنگ

جهان کیوان خدیو عدل و انصاف

اطاعت سنج امرش قاف تا قاف

فلک قدری عطارد خیل تاشی

قیامت از شکوهش دور باشی

به تیغ صبحگاه و آه شبگیر

زمین و آسمان را کرده تسخیر

گرامی گوهر نه بحر اخضر

مسمی ذوالجلال الله اکبر

خرد کامل ترین حق شناسان

سپاس آموزگار نا سپاسان

به شاهی خوی درویشان گرفته

طریق رهنما کیشان گرفته

اگر موری شدی از فتنه پامال

ز بازوی هما دادی پروبال

وگر خاری زدی برپای کس نیش

به دست خویش بردی مرهمش پیش

به عهدش طفل نومیدی نزاده

و گر هم زاده جان در راه داده

چنان آسوده عهدش از حوادث

که در مستی نگشتی فتنه حادث

جوانی زادش از عهد می اندود

تو گفتی وصل یوسف عهد او بود

بهشتی بود عهد ناشناسی

زبان پرمدح در دل ناسپاسی

زمین شوره هرجا ابر می شست

بغیر از شکر شکرش نمی رست

نبودی در چنین خرم بهاری

مقیم خاک را در دل غباری

بجز نوعی که از ناکس نهادی

مرادش شد شهید نامرادی

ادامه‌ی مثنوی سوز و گداز

  1. بخش ۸ - ادامهچو بر مغز پدر این ماجرا ریخت
  2. بخش ۹ - رفتن داماد به خانهٔ عروس و در راه فرود آمدن دیوار بر سر اوچو صبح این لعبت خاور نشیمن
  3. بخش ۱۰ - خبر یافتن پادشاه و طلب نمودن دختر را و منع کردن و قبول نکردن اوچمن پیرای این آتش هوا باغ
  4. بخش ۱۱ - طلب نمودن پادشاه دختر را و انعام نمودن آنطلب کرد آن بت کافر لقب را
  5. بخش ۱۲ - دستوری پادشاهزاده ملازمان را از برای هیمه جمع نمودناطاعت پیشگان شاهزاده
  6. بخش ۱۳ - آمدن شاهزاده بر سر دختر و منع نمودن او را بار دیگرچو نقش حال او شهزاده بر خواند
  7. بخش ۱۴ - صفت بهار و شرح حال خویش در زندان و خاتمهبهار آمد به استقبال نوروز
  8. بخش ۱۵ - در تمثیل مناظرهٔ ماهی و سمندر با یکدیگربه ماهی طعنه زد روزی سمندر
همه‌ی مثنوی سوز و گداز ←

نوعی خبوشانی درباره‌ی نوعی خبوشانی

محمدرضا خبوشانی معروف به نَوعی خَبوشانی (زاده در خبوشان که نام قدیم قوچان است، درگذشته به سال ۱۰۱۹ هجری قمری در برهانپور هند) شاعر ایرانی و سرایندهٔ مثنوی «سوز و گداز» است. آنچه از احوال وی بر می‌آید آن است که وی به اتفاق دوستش ، کفری تربتی به هندوستان کوچیده، و پس از بازگشت مدتی را در مشهد گذرانده است. به همین دلیل ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.