پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش دوم

شمارهٔ ۴۰

آن یار که دی از بر من بار سفربست

گویابهلاک من مهجور کمر بست

تا سربرهش هر قدمی فرش نماید

خورشید کمر بست چو آن یار سفربست

از خانه چو او رفت سفر جانب صحرا

با قامت چون سرو و رخ همچو قمر بست

خورشید رخش هر طرف از شعشعه حسن

در دیده نظارگیان راه نظر بست

در رهگذری کان بگذر آمد و بگذشت

از کثرت دلها بقفا راه گذر بست

بس در گذرش چشم تماشا بگشودند

نور نظر خلق بر او راه گذر بست

او رفت و پیش نور دل افکار دعاها

بر یکدگر از رشته خوناب جگربست

ادامه‌ی بخش دوم

  1. شمارهٔ ۴۲نه تنها شبم تیره از موی اوست
  2. شمارهٔ ۴۳مرا قبله جان کنون روی اوست
  3. شمارهٔ ۴۴ای روشنی چشم مرا روی تو باعث
  4. شمارهٔ ۴۵ای خاک پایت بر فرق من تاج
  5. شمارهٔ ۴۶ای قفل دل ما را لعل لب تو مفتاح
  6. شمارهٔ ۴۷منم که با مژه تر کنم گهر سوراخ
  7. شمارهٔ ۴۸بلبلا نعره مستانه مبارک باشد
  8. شمارهٔ ۴۹دل گرچه ترا بمن نباشد
همه‌ی بخش دوم ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.