پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش اول

شمارهٔ ۴

نه تنها خال هندویش رباید کفر و دین ما را

بکف زنار گیسویش بود حبل المتین ما را

بکین از جیب فرعونی برآرند ار جهانی سر

کلیم آسا ید بیضا بود در آستین ما را

مهی کز تابش مهرش دهد هر ذره را تابی

چرا بر صدر بینائی نماید مستکین ما را

نگین واری نداریم ار چه بر روی زمین جائی

بسی ملک سلیمانی بود زیر نگین ما را

مخوان از کنج میخانه بسوی خلدمان زاهد

که خاک درگهش باشد به از خلد برین ما را

تو میسوزی دل ما را از آن ترسم که ناگاهی

جهد برق جهانسوزی ز آه آتشین ما را

اگر نور علی در دل نمیکرد این چنین منزل

که کردی نقش شک زایل به تائید یقین ما را

ادامه‌ی بخش اول

  1. شمارهٔ ۶گر دسترسی نبود بر دامن گلشن‌ها
  2. شمارهٔ ۷بینم چو خرامان بره آن سرو روان را
  3. شمارهٔ ۸خوش درآمد سحری مهوشی از در ما را
  4. شمارهٔ ۹جائی ار نیست دلا سوی مناجات مرا
  5. شمارهٔ ۱۰تا گل وصلت بدامان دسترس باشد مرا
  6. شمارهٔ ۱۱دل کند در سینه تنگی داد میباید مرا
  7. شمارهٔ ۱۲از دل و جان خلوتی بایار میباید مرا
  8. شمارهٔ ۱۳تا زند سینه ز صهبای غمت جوش مرا
همه‌ی بخش اول ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.