پرش به محتوای اصلی
نورعلیشاه نورعلیشاه

بخش اول

شمارهٔ ۱۷

صبحست ساقی خیز و ده آن ساغر دوشینه را

کز زنگ غم چون آینه سازد مصفی سینه را

برقع بماهت تا بچند از زلف مشکین افکنی

در زنک مپسند اینقدر ای سنگدل آیینه را

در کنج سینه تا بکی گنجی تو پنهان میکنی

بشکن طلسم و باز کن باری در گنجینه را

تا سازدم یکباره تن آواره زین دیر کهن

خیز و بجامم در فکن آن باده دیرینه را

افتادم از افسردگی آن آب آتش طبع کو

تا خیزم و سوزم ببر این خرقه پشمینه را

زاهد بیا چون عاشقان بر جامه جان چاکزن

تا چند دوزی از ریا بر پاره تن پینه را

تا بید نوری از علی شد خلوت اعیان جلی

روزی که کردی منجلی از جیب غیب آئینه را

ادامه‌ی بخش اول

  1. شمارهٔ ۱۹تا مهر روی یار برآمد ز بام ما
  2. شمارهٔ ۲۰نسیم گلشن کوی تو صبحدم ما را
  3. شمارهٔ ۲۱ای حسن تو از چهره خوبان همه پیدا
  4. شمارهٔ ۲۲ای گشته ز تو سر نهان جمله هویدا
  5. شمارهٔ ۲۳صبح شد ساقی بیا بگشا در میخانه را
  6. شمارهٔ ۲۴ای زاب و رنگ عارضت شادابی گلزارها
  7. شمارهٔ ۲۵در خرابات مغان تا که مقامست مرا
  8. شمارهٔ ۲۶ای از رخ تو روشن انوار دوست ما را
همه‌ی بخش اول ←

نورعلیشاه درباره‌ی نورعلیشاه

محمدعلی فرزند میرزا عبدالحسین طبسی (زادهٔ حدود ۱۱۶۰ قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۲۱۲ قمری در موصل)، ملقب به نورعلیشاه (اول) و متخلص به «نورعلی» صوفی و شاعر ایرانی و از اقطاب سلسلهٔ دراویش نعمت اللهی است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.