پرش به محتوای اصلی
نظامی نظامی

اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه

بخش ۳ - در نعت پیغمبر اکرم

محمد که بی‌دعوی تخت و تاج

ز شاهان به شمشیر بستد خراج

غلط گفتم آن شاه سدره سریر

که هم تاجور بود و هم تخت‌گیر

تنش محرم تخت افلاک بود

سرش صاحب تاج لولاک بود

فرشته‌نمودار ایزد‌شناس

که مارا بدو هست ز ایزد سپاس

رساننده ما را به خرم‌بهشت

رهاننده از دوزخ تنگ زشت

سپیده‌دمی در شب کاینات

سیاهی‌نشینی چو آب حیات

گر او بر نکردی سر از طاق عرش

که برقع دریدی برین سبز فرش‌؟

ره انجام روحانی او دادمان

ره آورد عرش او فرستادمان

نیرزد به خاک سر کوی او

سر ما همه یک سر موی او

ز ما رنجه و راحت اندوز ما

چراغ شب و مشعل روز ما

درستی‌ده‌ِ هر دلی کو شکست

شفاعت کن هر گناهی که هست

سرآمدترین همه سروران

گزیده‌ترِ جمله پیغمبران

گر آدم ز مینو درآمد به خاک

شد آن گنج خاکی به مینوی پاک

گر آمد برون ماه یوسف ز چاه

شد آن چشمه از چاه بر اوج ماه

اگر خضر بر آب حیوان گذشت

محمد ز سرچشمهٔ جان گذشت

وگر کرد ماهی ز یونس شکار

زمین‌بوس او کرد ماهی و مار

ز داود اگر دور درعی گذاشت

محمد ز دراعه صد درع داشت

سلیمان اگر تخت بر باد بست

محمد ز بازیچه باد رست

وگر طارم موسی از طور بود

سراپردهٔ احمد از نور بود

وگر مهد عیسی به گردون رسید

محمد خود از مهد بیرون پرید

زهی روغن هر چراغی که هست

به دریوزه شمع تو چرب‌دست

تو آن چشمه‌ای کاب تو هست پاک

بدان آب شسته شده روی خاک

زمین خاک شد بوی طیبش تویی

جهان درد زد شد طبیبش تویی

طبیب بهی روی با آب و رنگ

ز حکم خدا نوشدارو به چنگ

تویی چشم روشن‌کن خاکیان

نوازندهٔ جان افلاکیان

طراز سخن سکهٔ نام توست

بقای ابد جرعهٔ جام توست

کسی کو ز جام تو یک جرعه خورد

همه ساله ایمن شد از داغ و درد

مبادا کزان شربت خوشگوار

نباشد چو من خاکیی جرعه‌خوار

ادامه‌ی اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه

  1. بخش ۵ - در اندازه هر کاری نگهداشتنچو فیاض دریا درآمد به موج
  2. بخش ۶ - در ستایش ممدوحشنیدم که بالای این سبز فرش
  3. بخش ۷ - خطاب زمین بوسزهی آفتابی که از دور دست
  4. بخش ۸ - آغار داستانسر فیلسوفان یونان گروه
  5. بخش ۹ - در اینکه چرا اسکندر را ذوالقرنین گویندبساز ای مغنی ره دلپسند
  6. بخش ۱۰ - داستان اسکندر با شبان دانامغنی بیا ز اول صبح بام
  7. بخش ۱۱ - افسانهٔ ارشمیدس با کنیزک چینیمُغَنّی یکی نغمه بنواز زود
  8. بخش ۱۲ - افسانهٔ ماریه قبطیهمغنی ره باستانی بزن
همه‌ی اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه ←

نظامی درباره‌ی نظامی

حکیم ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی ابن مؤید نظامی شاعر معروف ایرانی در قرن ششم هجری قمری است. وی بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۴۰ هجری قمری در شهر گنجه متولد شد. وی از فنون حکمت و علوم عقلی و نقلی و طب و ریاضی و موسیقی بهره‌ای کامل داشته و از علمای فلسفه و حکمت به شمار می‌آمده است. مهمترین اثر وی «پنج گنج» یا «خمسه» است. دیوان اش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.