پرش به محتوای اصلی
نظامی نظامی

اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه

بخش ۲ - نیایش به درگاه باریتعالی

خدایا تویی بنده را دستگیر

بود بنده را از خدا ناگزیر

تویی خالق بوده و بودنی

ببخشای بر خاک بخشودنی

به بخشایش خویش یاریم ده

ز غوغای خود رستگاریم ده

تو را خواهم از هر مرادی که هست

که آید به تو هر مرادی به دست

دلی را که از خود نکردی گمش

نه از چرخ ترسد نه از انجُمش

چو تو هستی‌، از چرخ و انجم چه باک‌؟

چو هست آسمان بر زمین ریز خاک

جهانی چنین خوب و خرم‌سرشت

حوالت چرا شد بقا بر بهشت‌؟

از این خوب‌تر خود نباشد دگر

چو آن خوب‌تر گفتی‌، آن خوب‌تر

در آن روضهٔ خوب کن جای ما

ببر نقش ناخوبی از رای ما

نه من چارهٔ خویش دانم‌، نه کس

تو دانی‌، چنان کن که دانی و بس

طلبکار تو هر کسی بر امید

یکی در سیاه و یکی در سپید

بدان تا ز باغ تو یابد بری

تضرع‌کنان هر کسی بر دری

نبینم من آن زَهره در خویشتن

که گویم تو را این و آن ده به من

کنم حاجت از هر کسی جستجوی

چو یابم‌، تو بخشنده باشی نه اوی

تو مستغنی از هر‌چه در راه توست

نیاز همه سوی درگاه توست

سروش مرا دیو مردم مکن

سر رشته از راه خود گم مکن

چو بر آشنایی گشادی درم

مکن خاک بیگانگی بر سرم

به چشم من از خود فروغی رسان

که یابم فراغی ز چشم کسان

چو پروانهٔ شب‌چراغ توام

چنان دان که مرغی ز باغ توام

مبین گرچه خردم من‌ِ زیردست

بزرگم کن آخر بزرگیت هست

من آن ذره خردم از دیده دور

که نیروی تو بر من افکند نور

به نیروی تو چون پدید آمدم

در‌ِ گنج‌ها را کلید آمدم

به‌سر بردم اول بساط سخن

دگر ره کنم تازه دُرج کهن

به اول سخن دادی‌ام دستگاه

به آخر قدم نیز بنمای راه

صفایی ده این خاک تاریک را

که به بیند این راه باریک را

برانم کزین ره بدین تنگنای

به خشنودی تو زنم دست و پای

حفاظت چنان باد در کار من

که خشنود گردی ز گفتار من

چو از راه خشنودی آیم برت

نپیچم سر از قول پیغمبرت

ادامه‌ی اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه

  1. بخش ۴ - تازه کردن داستان و یاد دوستانبه هر مدتی گردش روزگار
  2. بخش ۵ - در اندازه هر کاری نگهداشتنچو فیاض دریا درآمد به موج
  3. بخش ۶ - در ستایش ممدوحشنیدم که بالای این سبز فرش
  4. بخش ۷ - خطاب زمین بوسزهی آفتابی که از دور دست
  5. بخش ۸ - آغار داستانسر فیلسوفان یونان گروه
  6. بخش ۹ - در اینکه چرا اسکندر را ذوالقرنین گویندبساز ای مغنی ره دلپسند
  7. بخش ۱۰ - داستان اسکندر با شبان دانامغنی بیا ز اول صبح بام
  8. بخش ۱۱ - افسانهٔ ارشمیدس با کنیزک چینیمُغَنّی یکی نغمه بنواز زود
همه‌ی اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه ←

نظامی درباره‌ی نظامی

حکیم ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی ابن مؤید نظامی شاعر معروف ایرانی در قرن ششم هجری قمری است. وی بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۴۰ هجری قمری در شهر گنجه متولد شد. وی از فنون حکمت و علوم عقلی و نقلی و طب و ریاضی و موسیقی بهره‌ای کامل داشته و از علمای فلسفه و حکمت به شمار می‌آمده است. مهمترین اثر وی «پنج گنج» یا «خمسه» است. دیوان اش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.