پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

هر کرا دل، دلبری را منزل است

آنکه بی دلبر بماند بی دل است

شاهد از یاران کجا گیرد کنار

هر کجا شمعی میان محفل است

این جفا و جور مخصوص تو نیست

هر که شد سیمین بدن سنگین دل است

خواجه پندارد که عیب عاشقان

تا نگوید، کس نگوید عاقل است

عشق دریاییست بیحد کاندر آن

موج کشتیبان و توفان ساحل است

طالبان را خستگی در راه نیست

عشق هم راه است و هم خود منزل است

سهل گردد کار اگر از بهر اوست

کارها با خود پرستی مشکل است

دست صدق آمد برون از جیب عشق

زین پس افسون خرد بیحاصل است

ظلمت ار یکسر بگیرد خانه را

چون فروغ شمعی آید زایل است

در همه عالم یکی حق بیش نیست

آنکه کثرت می پذیرد باطل است

از خرد بگذر نشاط از عشق نیز

عاشق از خود غافل از وی عاقل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶قرارگاه جهان بر مدار تقدیر است
  2. شمارهٔ ۳۷بهر جا بنگرم بالا و گرپست
  3. شمارهٔ ۳۸زنده بی عشق کسی در همه ی عالم نیست
  4. شمارهٔ ۳۹گرچه ما را پای تا سرجرم و سر تا پا خطاست
  5. شمارهٔ ۴۰حاصل هر دو جهان خوشه ای از خرمن ماست
  6. شمارهٔ ۴۱روز طرب و خرمی دولت و دین است
  7. شمارهٔ ۴۲این سرما و آن خم زنجیر اوست
  8. شمارهٔ ۴۳غم به جایی فکند رخت که غمخواری هست
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.