پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

سرتاسر عالم به تن امروز سری نیست

کز خاک در شاه جهانش اثری نیست

در کار دل غم‌زدگانت نظری نیست

یا از من دل‌خسته هنوزت خبری نیست

حیرت‌زده می‌دید به حال من و می‌گفت

پنداشتم از زلف من آشفته‌تری نیست

هر سو که نهی روی سر از خویش بر آری

تا نگذری از خویش به سویش گذری نیست

آن چشمه که گویند نهان در ظلمات است

گر هست به جز در دل شب چشم تری نیست

بر من به حقارت نگرد شیخ و نداند

کامروز به میخانه چو من معتبری نیست

عیبم مکن ای خواجه به رسوایی و مستی

من دلخوش از اینم که جز اینم هنری نیست

امروز نشاط این همه افسرده چرایی

بر سر مگر از بادهٔ دوشت اثری نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵در عشق هیچ مرحله جای درنگ نیست
  2. شمارهٔ ۳۶قرارگاه جهان بر مدار تقدیر است
  3. شمارهٔ ۳۷بهر جا بنگرم بالا و گرپست
  4. شمارهٔ ۳۸زنده بی عشق کسی در همه ی عالم نیست
  5. شمارهٔ ۳۹گرچه ما را پای تا سرجرم و سر تا پا خطاست
  6. شمارهٔ ۴۰حاصل هر دو جهان خوشه ای از خرمن ماست
  7. شمارهٔ ۴۱روز طرب و خرمی دولت و دین است
  8. شمارهٔ ۴۲این سرما و آن خم زنجیر اوست
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.