پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۸

سر داده ای و بند نهانی نهاده ای

دل برده ای و داغ نشانی نهاده ای

گر در ره وفا قدمی برگرفته ای

بر خود هزار کوه گرانی نهاده ای

یادت به خیر باد که در گریه های گرم

شوقی که از خودم برهانی نهاده ای

ارزان مکن کرشمه و شوخی که در دلم

مهری که پیش ازان نتوانی نهاده ای

از درج لب مفرح یاقوت داده ای

در طبع پیر شوق جوانی نهاده ای

فارغ نمی شویم که در آب و خاک ما

تخم هزار دل نگرانی نهاده ای

غمگین نمی شویم که در های و هوی ما

ذوق هزار رود مغانی نهاده ای

بلبل خمش نمی شود ای غنچه لب بگوی

در خرده های گل چه معانی نهاده ای

با کس زمانه عهد «نظیری » به سر نبرد

دل در وفای دشمن جانی نهاده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۰نه گلم کفاف رنگی نه گلم پسند بویی
  2. شمارهٔ ۵۶۱درک هر راز کجا زان عجمی زاده کنی
  3. شمارهٔ ۵۶۲نی سنبل تنباکویی نه آتش رخساره‌ای
  4. شمارهٔ ۵۶۳به تسبیح و مصلا کرده‌ای میخانه‌آرایی
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.