پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۱

درک هر راز کجا زان عجمی زاده کنی

گرنه آیینه چو آیینه او ساده کنی

زیب مشاطه صفایی ندهد آن بهتر

که قناعت به همان حسن خداداده کنی

چون صبا معتکف طرف چمن شو شاید

خرده ای حاصل ازان غنچه نگشاده کنی

چون ارادت به کف کس نسپردست عنان

کوش تا همرهمی مردم آزاده کنی

زادی از صومعه بردار که در دیر مغان

رهن یک کاسه می خرقه و سجاده کنی

نفع و ضر همه در پرده غیب است چرا

تکیه بر مایه از پیش فرستاده کنی

ای سواری که جنیبت به قفا می تازی

گنهی نیست اگر رحم بر افتاده کنی

همچو شمعم همه تن مایه دیدار شود

گر شبی نزد خودم تا سحر استاده کنی

سبزه بر جوی دمیدست «نظیری » وقتست

با حریفان سمن بو به قدح باده کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۳به تسبیح و مصلا کرده‌ای میخانه‌آرایی
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.