پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)

بخش ۱۹ - آمدن بحرها به یاری آن حضرت

بحرها آمد به لب خوشیده کف

کای درخشان گوهر بحر شرف

حیرت اندر حیرت آمد زین عجب

تشنگان سیراب و دریا خشک لب

تشنه کاما، بحر ها در جزر و مد

جمله از جوی تو می جوید مدد

هین بنوش از ما که از جوی توایم

تشنه این لعل دلجوی تو ایم

بی لبت ما را جگر صد چاک باد

آبها را بی تو بر سر خاک باد

خشک لب از مَهر مادر کام تو

شرم مان بادا، ز روی مام تو

کاش دریاها شدی یکسر سراب

کشت آدم سوختی از قحط آب

تشنه کاما دامن از ما بر مکش

تشنهٔ آن کام خشکیم، العطش

گفت شه: کای بحرهای باخروش

نیست جای دم زدن اینجا خموش

من به بحری تشنه ام کابم کشد

همچو بیماری که بُحرانش کشد

دمبدم آن بحر ژرفِ بی اَمَد

سوی خویشم می کشد با جزر و مد

که به سوی ساحلم دارد یله

که ز موجم می کشد در سلسله

عشق خندان از کشاکش های او

عقل را دل خون ز استغنای او

چارهٔ مستسقی عشق آب نیست

درد او را چاره جز خوناب نیست

آنکه تشنه‌ی دور چشم ساقی است

بحر خوشد او همان مستسقی است

تشنه ای کاین آتش او را در دل است

چاره گر هست آب تیغ قاتلست

قاتلا! زود آی که بس تشنه ام

در سبو ریز آب تیغ و دشنه ام

قاتلا! زود آ که روزم شام شد

جان ملول از تنگنای دام شد

قاتلا! زود آ که بس تاخیر شد

وعدۀ دیدار جانان دیر شد

قاتلا، هین تیزتر کن خنجرم

ترسمش که دیر بُرّد حنجرم

قاتلا، ایمن نیم من از بدا

زودتر میکن سرم از تن جدا

پس روید ای بحرها زین رهگذر

بر ندارد مرهم این زخم جگر

نز زمین منت پذیرم نز فلک

زخمم از جای دگر دارد نمک

زیرکان کز حال دریا مخبرند

قطره سوی بحر عمان کی برند

اندرین آبی که ما را در خم است

صد هزاران نوح با طوفان کم است

نی درو پایاب و نه پیدا کنار

بحرها غرقند در وی صد هزار

نیست از تاب عطش بی تابیم

کز عطش بود از ازل سیرابیم

آب کم چو تشنگی آور بدست

تا بجوشد آبت از بالا و پست

ادامه‌ی آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)

  1. بخش ۲۱ - آمدن زعفر پادشاه جن به یاری آن حضرتزعفر آمد با سپاه بی عدد
  2. بخش ۲۲ - ذکر محاربهٔ آن حضرت با لشگر شقاوت اثرماند چون تنها به میدان شاه دین
  3. بخش ۲۳ - ذکر رفتن امام تشنه‌لب به جانب فراتشد چو شاه تشنه نومید از حیات
  4. بخش ۲۴ - رفتن آنحضرت به یاری پادشاه هنداندرین حال آن هژیر رزمکوش
  5. بخش ۲۵ - مکالمهٔ آن حضرت با ذوالجناحشد چو سست از شهسوار دین رکاب
  6. بخش ۲۶ - آمدن جوان نصرانی به قتل آن حضرتکرد پور سعد ترسائی جوان
  7. بخش ۲۷ - ریختن لشگر به خیمه گاه قبل از شهادتشد چو بی خود از رحیق عشق شاه
  8. بخش ۲۸ - رفتن ذو الجناح به خیمه گاه و قصّه حضرت شهربانوذوالجناح آن رفرف معراج عشق
همه‌ی آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی) ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.