پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)

بخش ۲۳ - ذکر رفتن امام تشنه‌لب به جانب فرات

شد چو شاه تشنه نومید از حیات

تافت رو از حرب گه سوی فرات

بی درنگ از تشنه کامی مرکبش

خواست تا آبی رساند بر لبش

گفت باری بس گران داری به دوش

ای براق عرش پیما آب نوش

خوش بخور خوش گرچه هر دو تشنه ایم

خستهٔ زخم و خدنگ و دشنه ایم

آن سمند تیز هوش از روی شاه

شرمساری برد مانا زین گناه

سرکشید از آب یعنی کای همام

بی تو بر من آب خوش بادا حرام

شاه را رقت بدان مرکب گرفت

جرعۀ آبی به پیش لب گرفت

کافری تیری رها کرد از کمان

وه چه گویم خاک بادا بر دهان

نارسیده بر لب نوشینش آب

شد پر از بیجاده درج لعل ناب

با لب خشک و دهان پر ز خون

آمد آن شه گوهر، از دریا برون

شد چو شیر شرزه سوی رزمگاه

حیدرانه برد حمله بر سپاه

از نهیب نعره های صف شکر

شد فلک بر صیحهٔ این المفر

گرم پیکار آن خدیو عشق کیش

که گرفتندش صحیفه عهد پیش

آمد از هاتف به گوش او ندا

از حجاب بارگاه کبریا

کای حسین ای نوح طوفان بلا

این همان عهد است و اینجا کربلا

تو بدین رو که کنی جنگ آوری

پس که خواهد شد بلا را مشتری

تیغ اگر این است و بازو این که هست

در ره ما پس که خواهد داد دست

تو بدین نیرو که تازی بر سپاه

جان که خواهد داد جانان را به راه

هین فرود آ، ای شه پیمان درست

که بساط کبریائی زان توست

مصطفی و مرتضی و فاطمه

چشم بر راهند با حوران همه

ای حریم وصل ما ماوای تو

اندرا خالی است اینجا جای تو

مغز را برگیر و ترک پوست کن

اندرا سیر جمال دوست کن

اندر آ، وجه الله باقی توئی

مقصد اقصی ز خلاقی توئی

چون پیام دوست از هاتف شنید

دست از پیکار دشمن بر کشید

گفت هاشا من نیم در عهد سست

این کشاکش ها همه از بهر توست

آشنای تو ز خود بیگانه است

خود توئی تو گر کسی در خانه است

عشق من با او حدیث اختیار

مسئله دور است اما دور یار

عشق را نه قید نام است و نه ننگ

جمله بهر توست چه صلح و چه جنگ

صورت آئینه عکسی بیش نیست

جنبش و آرام او از خویش نیست

این کشاکش نیستم از نقض عهد

قاتل خود را همی جویم به جهد

ورنه من بر مرگ از آن تشنه ترم

هین ببار ای تیرباران بر سرم

ادامه‌ی آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)

  1. بخش ۲۵ - مکالمهٔ آن حضرت با ذوالجناحشد چو سست از شهسوار دین رکاب
  2. بخش ۲۶ - آمدن جوان نصرانی به قتل آن حضرتکرد پور سعد ترسائی جوان
  3. بخش ۲۷ - ریختن لشگر به خیمه گاه قبل از شهادتشد چو بی خود از رحیق عشق شاه
  4. بخش ۲۸ - رفتن ذو الجناح به خیمه گاه و قصّه حضرت شهربانوذوالجناح آن رفرف معراج عشق
  5. بخش ۲۹ - ذکر آمدن لشگر به خیمه گاهشد چو خورشید امامت در حجاب
  6. بخش ۳۰ - ذکر آوردن فضّه شیر را به قتلگاهشد چو از باد مخالف سرنگون
  7. بخش ۳۱ - ذکر اسیری اهل بیت عصمت و طهارتبوستان لاله رویان حجیز
  8. بخش ۳۲ - کیفیت روز سیّم از شهادت موافق حدیث حضرت امام صادق علیه السلامسیّم عاشور چون شمع افق
همه‌ی آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی) ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.