پرش به محتوای اصلی
نیر تبریزی نیر تبریزی

آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)

بخش ۲۱ - آمدن زعفر پادشاه جن به یاری آن حضرت

زعفر آمد با سپاه بی عدد

از گروه جنیان بهر مدد

گفت: شاها بهر یاری آمدم

نی که بهر حق گذاری آمدم

باب تو آن صاحب تاج غدیر

بر گروه جنیان کردم امیر

هین بفرما ای امیر غرب و شرق

کاین سیه بختان به خون سازیم غرق

هین بفرما ای شه حیدر حشم

تا کنم تو غزوهٔ بئرالعلم

هین بفرما ای شه احمد شکوه

تا فرو شویم به خون این دشت و کوه

هین بفرما تا نمایم زین فریق

نافخ ناری در این دشت سحیق

گفت: حاشا رحمت رب غفور

کی پسندد چیره بینا را به کور

گفت ما نیز ای خداوند صور

نک فرود آئیم در جلد بشر

تا به کوشش با هم انبازی کنیم

چون بشر مردانه جانبازی کنیم

گفت من خود قدرت یزدانیم

حیدر بدر و اُحُد را ثانیم

دست قدرت گر بر آرم زاستین

آدمی از تو بر آرم ز آب و طین

این بنای کهنه را فانی کنم

ابتدای عالم ثانی کنم

لیک عشقم کرده سیر از جان خویش

زعفرا دیر است واپس ران ز پیش

بسته ام عهدی به جانان در الست

که به جز وی بگذرم از هر چه هست

آمده سر وعدۀ سوگند من

زعفرا بگذر مشو پابند من

زعفرا من شاهباز عرشیم

تنگدل زین دامگاه فرشیم

نک سفیرم می زنند از آسمان

بگذر، افسون پری با من مخوان

چند باید داشت این تار تنم

همچو عیسی پای بند سوزنم

زعفر از میدان به زاری بازگشت

شاه ماند و خصم و آن پهنای دشت

ادامه‌ی آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی)

  1. بخش ۲۳ - ذکر رفتن امام تشنه‌لب به جانب فراتشد چو شاه تشنه نومید از حیات
  2. بخش ۲۴ - رفتن آنحضرت به یاری پادشاه هنداندرین حال آن هژیر رزمکوش
  3. بخش ۲۵ - مکالمهٔ آن حضرت با ذوالجناحشد چو سست از شهسوار دین رکاب
  4. بخش ۲۶ - آمدن جوان نصرانی به قتل آن حضرتکرد پور سعد ترسائی جوان
  5. بخش ۲۷ - ریختن لشگر به خیمه گاه قبل از شهادتشد چو بی خود از رحیق عشق شاه
  6. بخش ۲۸ - رفتن ذو الجناح به خیمه گاه و قصّه حضرت شهربانوذوالجناح آن رفرف معراج عشق
  7. بخش ۲۹ - ذکر آمدن لشگر به خیمه گاهشد چو خورشید امامت در حجاب
  8. بخش ۳۰ - ذکر آوردن فضّه شیر را به قتلگاهشد چو از باد مخالف سرنگون
همه‌ی آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی) ←

نیر تبریزی درباره‌ی نیر تبریزی

میرزا محمدتقی مامقانی یا میرزا محمدتقی حجة الاسلام، متخلص به «نیر» و مشهور به «نیر تبریزی» در ۱۲ جمادی الاولی ۱۲۴۸ ه.ق در شهر تبریز به دنیا آمد. تحصیلات را نزد پدرش آغاز کرد. او تا سال ۱۲۶۹ ه.ق به یادگیری مقدمات مشغول بود و در این سال پدر را از دست داد. وی که برای تکمیل تحصیلات خود در ۲۲ سالگی عازم عتبات عالیات شده بو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.