پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

اضافات

شمارهٔ ۳ - مخمس ترکیب

ای مطلع خوبی رخ چون ماه تمامت

برخاسته غوغای قیامت ز قیامت

در دور رخت تا نبود هیچ ندامت

ماییم و غم عشق و سر کوی ملامت

گم کرده ز بی خویشتنی راه سلامت

با روی تو گویم که چه ماهی است پرآشوب

یا هندوی زلفت چه سیاهی است پرآشوب

از مردم چشمت که سپاهی است پرآشوب

شهری است پر از فتنه و راهی است پرآشوب

نه جای سفرکردن و نه روی اقامت

حاصل ز دو عالم چو غم عشق تو دارم

جز تخم غم عشق تو در سینه چه کارم

ای سرو گل اندام سمنبر! ز کنارم

رفتی و مپندار که دست از تو بدارم

دست من و دامان تو تا روز قیامت

من چون به در کعبه مقصود رسیدم

از قافله وارستم و از راه رهیدم

با ید قلم نسخ بر آن بیت کشیدم

من پند رفیقان موافق نشنیدم

زانرو شدم آماجگه تیر ملامت

ای صوفی پشمینه! لباس عسلی پوش

زان خم که خرد می زند از شوق میش جوش

بگذر تو از این خرقه و سجاده و می نوش

کانکس که نصیحت ز بزرگان نکند گوش

بسیار بخاید سر انگشت ندامت

گر طالب آنی که بماند ز تو نامی

از خانه ناموس برون نه دو سه گامی

قربان شو و بشنو ز لب یار پیامی:

عیار چو منصور شود بر همه کامی

آن است که بر دار کشندش به علامت

گر در چمن آن سرو سهی راه برآرد

هیهات که قد سرو به دلخواه برآرد

چون آه نسیمی به سحرگاه برآرد

هرگه که جلال از غم دل آه برآرد

سکان سماوات بنالند تمامت

ادامه‌ی اضافات

  1. شمارهٔ ۵ - مسمطهرکس که دید خال و خط و موی و روی تو
  2. شمارهٔ ۶دانی بیان آنکه اذا الشمس کورت
  3. شمارهٔ ۷جرمی که کرده ام اگر آری به روی من
  4. شمارهٔ ۸توبه کند کسی که به وقت گل از شراب
  5. شمارهٔ ۹آدم به سهو کرد خطایی و سجده کرد
  6. شمارهٔ ۱۰ - ماده تاریخ قتل فضل اللهشرق و غرب از فتنه یأجوج چون شد پرفساد
  7. شمارهٔ ۱۱ذات آمد اب اسما، اسم آمد ام فعل
  8. شمارهٔ ۱۲سر زلفش دو عالم را به یک جو برنمی‌آرد
همه‌ی اضافات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.