پرش به محتوای اصلی
نسیمی نسیمی

اضافات

شمارهٔ ۲ - مستزاد

ای حسن تو دردانه چو ک . . . بنند اعلا

چون نقطه فردی

و آن نقطه ذات است ز «با» گشته هویدا

در دیده مردی

شری است ترا در همه گنجینه دل ها

ای مخزن اسرار

شوری است ترا در همه سر نسبت غوغا

هر سوی که گردی

آنها که زنند از می عشق تو دم و دم

از نفخه عیسی

حاصل شده آن دم همه را چون من شیدا

از عشق تو دردی

خورشید مدام از غم تو گردد و تابد

ای نور دو عالم

چون مردمک دیده به هر منزل و هر جا

بی فایده گردی

این نه فلک خرقه کبود از غم عشقت

ای شمع دل افروز

در خون بکشیدند همه دامان قباها

بر خورشید زردی (؟)

زین نه پدر و چهار ام و سه پسر را

ای حامله دم

پرورده چو جان ز آتش و آب و گل ما را

در غنچه چو وردی

بیچاره نسیمی چو از این چاره فنا شد

ناچار فراقت

باید شدنش از غم بیهوده دنیا

وز هر دل سردی

ادامه‌ی اضافات

  1. شمارهٔ ۴ - مسدس ترکیبای شاه تخت «من عرف »
  2. شمارهٔ ۵ - مسمطهرکس که دید خال و خط و موی و روی تو
  3. شمارهٔ ۶دانی بیان آنکه اذا الشمس کورت
  4. شمارهٔ ۷جرمی که کرده ام اگر آری به روی من
  5. شمارهٔ ۸توبه کند کسی که به وقت گل از شراب
  6. شمارهٔ ۹آدم به سهو کرد خطایی و سجده کرد
  7. شمارهٔ ۱۰ - ماده تاریخ قتل فضل اللهشرق و غرب از فتنه یأجوج چون شد پرفساد
  8. شمارهٔ ۱۱ذات آمد اب اسما، اسم آمد ام فعل
همه‌ی اضافات ←

نسیمی درباره‌ی نسیمی

سید علی عمادالدین نسیمی متخلص به نسیمی (زادهٔ سال ‌۷۴۷ هجری قمری، مقتول به سال ۸۰۷ هجری قمری در حلب)، از شاعران صوفیِ بزرگِ زبان ترکی و متفکر حروفیه در قرن هشتم هجری بود. طبق نظر ادوارد براون وی متولد شهر بغداد بوده و برخی دیگر او را متولد شیراز یا برخی دیگر زادگاه وی را تبریز یا دیاربکر حدس می‌زنند. وی دو دیوان، یکی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.