پرش به محتوای اصلی
سرایندهٔ فرامرزنامه سرایندهٔ فرامرزنامه

فرامرزنامه

بخش ۵ - در ستایش پیغمبر (ص) و یارانش

اگر دل نخواهی که باشد نژند

نخواهی که دایم بوی مستمند

چو خواهی که یابی ز هر بد رها

سر اندر نیاری به دام بلا

بوی در دو گیتی ز بد رستگار

نکونام باشی بر کردگار

به گفتار پیغمبرت راه جوی

دل از تیرگی ها بدین آب شوی

ترا دین و دانش رهاند درست

ره رستگاری ببایدت جست

چو گفت آن خداوند تنزیل و وحی

خداوند امر و خداوند نهی

اگر چشم داری به دیگر سرای

به نزد نبی و وصی گیر جای

گرت زین بد آید گناه من است

چنین است آیین و راه من است

دلت گر به راه خطا مایل است

تو را دشمن اندر جهان خود دل است

نباشد جز از بی پدر دشمنش

که یزدان به آتش بسوزد تنش

نگر تا نداری به بازی جهان

نه برگردی از نیک پی همرهان

همان نیکیت باید آغاز کرد

چو با نیکنامان بوی در نبرد

نگویی به هر جا چه آید به کار

نکویی گزین وز بدی شرم دار

از این در سخن چند رانم همی

همانا کرانش ندانم همی

سخنگوی دهقان چه گوید نخست

که نام بزرگی به گیتی که جست

ادامه‌ی فرامرزنامه

  1. بخش ۷ - داستان رستم پور زال در هفت ده سالگی و جنگ کردن او با ببر بیان قسمت دومسپر در پس پشت خود کرد تنگ
  2. بخش ۸ - آغاز داستان فرامرز پور رستم زال و بانو گشسب خواهر اوبه فرمان دادار فیروزگر
  3. بخش ۹ - ملاقات کردن فرامرز و بانوگشسبچو دریا دل بانو آمد به جوش
  4. بخش ۱۰ - جنگ کردن رستم با فرامرز و بانو گشسب (و) آزمودن رستم، ایشان را پنهان داشتن خود را در جنگبدانست رستم که او سرکش است
  5. بخش ۱۱ - باز نمودن راز خود، فرامرز و بانو گشسب با رستم زال و جنگ کردن ایشانبرفتند اندوه‌گین هر دوان
  6. بخش ۱۲ - زخم زدن بانو گشسب بر رستمچو بانو در آن جنگ پیکار دید
  7. بخش ۱۳ - اندر شکار رفتن فرامرز با بانو گشسبپس آنگاه چون بخت و دولت به هم
  8. بخش ۱۴ - ملاقات کردن پیران، فرامرز را و سخن گفتن هر دو به صلحکه گر می پذیری درین صیدگاه
همه‌ی فرامرزنامه ←

سرایندهٔ فرامرزنامه درباره‌ی سرایندهٔ فرامرزنامه

فرامرزنامه یکی از سروده‌های پهلوانی در ادبیات ایران است که نزدیک به سدهٔ پنجم هجری کمتر از یکصد سال پس از شاهنامه فردوسی سروده شده‌است. سرایندهٔ فرامرزنامه شناخته نیست. در برخی منابع نام او را خسرو کیکاووس ذکر کرده‌اند. در بخش ۱۹۱ فرامرزنامه، او نام خویشتن را رستم و نام پدرش را بهرام بن سروش معرفی کرده است  درون‌مایه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.